جنگ امروز، جنگ اطلاعاتي است! : آگاه سازی
   
 آخرین اخبار
مقام قاضی القضات رساندن حق به حق‌دار است نه حفظ حاکمیت

بی‌تفاوتی نسبت به شکایت هفت نفر از سردار مشفق، معنایی جز خودکامگی ندارد

تو دولت موسوی را تضعیف نمی کنی؛نظام و اسلام را تضعیف می کنی!

جنتی متقلب است و ریشه تقلب انتخاباتی به او و حامیانش بر می گردد

ملت ایران ملتی غیور است که از تهدید خوشش نمی آید

به تعداد رأی هایی که به شما داده شده در قبال مردم و خدا مسئولید

تقابل با بخش خصوصی

اقتصاد اتریشی چیست

چرخشی حیرت‌آور در سیاست دولت بوش در برابر ایران

بی‌تفاوتی در دین و سیره بزرگان ما به شدت رد می‌شود

تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران ؛ چراغ سبز یا ژست دیپلماتیک

نقش تلويزيون صداي آمريکا در تحريف تاريخ انقلاب اسلامي ايران

خاتمی محصول فرهنگ اصیل استان یزد است

تفکر سیستمی ‌و پرهیز از جزئی نگری

باید منتظر آینده بود

چرا گفت و گو های ژنو شکست خورده اعلام نشد؟

کودتای کاندولیزا

ارزیابی‌های متفاوت از مذاکرات هسته‌ای در ژنو

هر طرح اقتصادی باید در چارچوب سیاست‌های مصوب قبلی باشد

حزب مؤتلفه اسلامي به دنبال قدرت و سهم خواهي نيست

اشاره: در ادامه گفتگوي طولاني مان با آقاي حجت (پژوهشگر امور استراتژيک و امنيت ملي) در خصوص تهديدات امنيت ملي کشور، به موضوع جنگ اطلاعاتي و تهديداتي که از جانب آن متوجه نظام مي شود،پرداخته ايم. حضور خوانندگان فهيم، تقديم مي شود. «روزنامه حمايت- 2 اسفند 1382»
کد خبر : 4229 تاریخ انتشار : 20:34 - 21 دی 1388

جنگ امروز، جنگ اطلاعاتي

اشاره:
يکي از قابل توجه ترين اشارات رهبر معظم انقلاب اسلامي در جريان حوادث سالهاي اخير کشور، وجود نوعي جنگ اطلاعاتي در پوشش کارهاي رسانه اي، سياسي و ....است که حساسيت بسياري از خواص جامعه اسلامي را برانگيخته است، از آنجا که اين موضوع، پيچيدگيها و ظرايف خاص خود را دارد واز طرفي نقش تعيين کننده در بسياري از امور جاري کشور دارد. در ادامه گفتگوي طولاني مان با آقاي حجت (پژوهشگر امور استراتژيک) در خصوص تهديدات امنيت ملي کشور، امروز موضوع جنگ اطلاعاتي و تهديداتي که از جانب آن متوجه نظام مي شود، حضور خوانندگان فهيم، تقديم مي شود.
«روزنامه حمايت- 2 اسفند 1382»
 
آقاي حجت وقتي صحبت از دليل پيروزي و موفقيت بر دشمن مي شود داشتن اطلاعات مناسب و قابل پيش بيني را يکي از مهمترين عوامل مي دانند، ارزيابي جنابعالي دراين زمينه با توجه به حجم فعلي تهديداتي که متوجه امنيت ملي مي باشد، چگونه است؟
* درک اهميتي که سيستم اطلاعاتي و علمي در حفظ جهان دارد، براي کساني که خواستار آگاهي از وضعيت جهان امروز و برخورد با مسائل استراتژيک هستند، غيرقابل انکار است. يکي از عوامل بازدارنده ي جنگها، دستاورد اطلاعات استراتژيک است. امنيت مردم يک کشور، به کارداني و شايستگي رزمندگان اطلاعاتي در جبهه جنگ سري و خاموش بستگي دارد. کسب اطلاعات بموقع و برتر براي کسب قدرت و نفوذ بيشتر، پيش درامد يک جنگ نظامي است. ميدان تيره وتار اين جنگ خاموش و پنهان که امنيت مردم عادي يک کشور بستگ به آن دارد، امروزه بر همگان روشن است. لذا رزمندگان اين جبهه درتقدم اول، مسئوليت جمع آوري و ارزيابي اطلاعات مربوط به قدرت اقدام، اهداف و طرحهاي دشمنان احتمالي را دارند. بنابراين مسئوليت اين جبهه با جامعه اطلاعاتي کشور است آنان بايد حرکتهاي طراحي شده قدرتهاي تهديد کننده را مشخص و تدابير لازم را براي برنامه ريزي تدافعي و تهاجمي ارائه نمايند. لذا رزمندگان جامعه اطلاعاتي در خدمت تعيين کنندگان خط مشي ملي کشور هستند تا يک تصوير استراتژيک و گويا و کارآور از منافع و معايب تصميمات مورد نظر را تهيه و قبل از اينکه به هر اقدامي دست زده شود، به اطلاع مسئولين تعيين کننده خط مشي ملي کشور برسانند.
اگر فرض کنيم امکان درگيريهاي ما بين ايران و نظام سلطه شدت پيدا کند و ماحصل آن بصورت جنگ نمود پيدا کند، دراينصورت مسئوليت جامعه اطلاعاتي کشور چيست؟
* اگر جنگي آغاز شود، نهاد داراي مسئوليت اطلاعات نظامي و دفاعي در جامعه اطلاعاتي کشور بايد موضع مشخص در پشت جبهه را اتخاذ و تدابير اطلاعاتي را درباره دشمن و حرکتهاي احتمالي آن را به نيروهاي خودي ارائه نمايد. همچنين نهادهاي دخيل در جامعه اطلاعاتي کشور بايد با همکاري قانونمند و صميمانه با نهاد مذکور سازمان و تجهيزات اطلاعاتي وسيعي را سازمان دهند که قادر باشند، بيش از نياز نيروهاي مسلح کشور کارآمد باشند و زندگي مردم و منافع ملي کشور را حفظ کنند و مدام در تلاش و تکاپو باشند.
سازمان هاي اطلاعاتي کشور داراي تشکيلات خاص خود مي باشند و خطوط قرمز فعاليت شان نيز تعريف شده است، اما يک مساله کمتر مورد بحث کارشناسان قرار گرفته است، اينکه اقشار ملت چه نقشي را دراقتدار سازمان يک جامعه اطلاعاتي مي توانند داشته باشند، مطالبات مردم از سازمانها و دستگاه هاي اطلاعاتي چه مسائلي بايد باشد و چگونه بايد آن را بطلبند؟
* جامعه اطلاعاتي کشور نمي تواند هميشه با اعتمادي راسخ از فعل و انفعالات و نمايشهاي سياسي و ديپلماتيک پنهان جامعه اطلاعاتي غرب آگاه باشد، اما اطلاع از فعاليت هاي آنها و داشتن برآوردي از نتايج اين تحرکات در زمان صلح و جنگ، از اهداف و ماموريت هاي نهادهاي دخيل در جامعه اطلاعاتي کشور محسوب مي گردد که يک مطالبه ملي است. البته با توجه به مشارکت و رهبري آمريکا در فعاليت هاي ويژه و ضد امنيتي و استراتژيکي موجود در گوشه و کنار جهان، دستيابي به اين اهداف کار آساني نيست، اما جامعه اطلاعاتي کشور مي تواند عملاً‌از تمامي جريان سازيهاي ويژه ايالات متحده و متحدين آن آرشيو و بايگاني زنده تهيه کند تا در زمينه تهيه اطلاعات دقيق، بمنظور برخورد با وقايع و حوادث، ضعيف و با تأخير عمل نکند و قادر باشد در تهيه و برآورد اطلاعاتي از وقايع حادث شده با قدرت و بدون اتلاف وقت، بطور دقيق ميزان عوامل موثر داخلي و خارجي را مشخص نمايد و در برخورد ناگهاني با سوژه هاي جديد در دنياي کنوني، اطلاعات حوادث غيرقابل پيش بيني را برآورد نمايد.
با توجه به مطالب عنوان شده اگر بخواهيم از زاويه مقابل، مسايل را بنگريم. اين سوال مطرح مي شود که چگونه مي شود بر جريان سازيهاي جامعه اطلاعاتي غرب مشرف و مسلط شد؟
* بنده در سوال قبلي توضيح دادم، بطور مثال چند سالي است که جريان اطلاعاتي دشمن در قضيه انفجار «لاکربي» در آرژانتين اقداماتي را براي تحت فشار قرار دادن ديپلماسي کشور و اعمال فشار در مواقع خاص جريان سازي نموده است و متاسفانه مشاهده ميشود که جامعه اطلاعاتي کشور بر روي اين جريان سازي ساختگي دشمن، براي خود ماموريتي قائل نيست. دليل هم آن است که واکنشها در سطح تکذيب سخنگويان سياست خارجي کشور محدود گرديده و به راحتي جامعه اطلاعاتي کشور اجازه داده که دشمن فشار بر ديپلماسي و سياست خارجي کشور را اعمال کند. اين در حالي است که اگر جريان اطلاعاتي دشمن، ديپلماسي کشور را مورد تعرض جريان سازي هاي پنهاني قرار دهد، در واقع تهديد خارجي واقع گرديده است و تهديد خارجي بمنظور ديکته کردن مسائل مورد علاقه دشمن به رهبران کشور است و اين نشانگر آن است که سنسورهاي جامعه اطلاعاتي، حساسيت خود را با استمرار جريان سازيهاي مشابه از دست داده اند. لذا اين سنسورها بايد با مطالبات ملي حساس شوند.
شما اشاره اي داشتيد به قضيه انفجار لاکربي در آرژانتين که شهد جريان سازي دستگاه هاي رسانهاي نظام سلطه بر عليه نظام جمهوري اسلامي بوديم. مساله اي که چند سالي است موجب تنش ميان ايران و آرژانتين در عرصه بين المللي شده است. جامعه اطلاعاتي کشور در برابر ادعاي آرژانتين و بطور کلي جنگ رواني آنها از چه شيوه اي بايد استفاده نمايد تا درخنثي سازي اين پروژه، سرويسهاي اطلاعاتي موفق شوند؟
· بنده در اينجا وارد اين بحث نمي شوم، اين بحث در جاي خود محفوظ است. اما کليات، آن است که بهرحال وقتي که جريان اطلاعاتي دشمن از طريق کشور ثالث اقدام به جريان سازي مي کند، جامعه اطلاعاتي خودي مي بايد بر روي آن کشور برآورد اطلاعاتي تهيه کند، بر روي نقشه ي دشمن و اطلاعات پايه، کالک فعاليت و عمليات حريف را مشخص، تامقاصد و اهداف اين ادعا و پروژه ترسيم شود و سپس در همان حيطه و دايره اي که حريف ورود نموده، موانع تاخيري ايجاد و سپس برخورد بايسته طراحي، سازندهي و پيشنهاد گردد. بطور مثال، زماني که جريان اطلاعاتي دشمن با پوشش کشور آرژانتين درصدد ايجاد تنش در روابط خارجي کشور است، مي توان با جريان سازي مناسب، اختلافات بيش از يک و نيم قرني اين کشور را با کشور انگليس بر سر «جزائر فالکلند» که در مقاطعي با جنگ اطلاعاتي في ما بين به تنش هاي غيرقابل پيش بيني نيز منجر گرديده را جريان سازي کرد و طمع جريان اطلاعاتي حريف را ناکام نمود. متاسفانه اينگونه مسائل ونيازمنديها، مشکل جامعه اطلاعاتي کشوراست که بعلت عدم تحليل و پيش بيني بموقع، سوژه هاي جديد بهنگام نياز ناگهاني، احساس کمبود اطلاعات ومنابع مي نمايند و بهمين علت اطلاعات آنان در بانکهاي اطلاعاتي به روز نيست. لذا در برخورد با وقايع و حوادث، ژورناليستي و هيجان زده و عکس العملي برخورد مي کنند، که اين رفتار مغايير با فعاليت هاي اطلاعاتي حرفه اي و تخصصي است.
با بحثي که مطرح نموديد، مي توان نتيجه گرفت که سياست خارجي کشور و روابط سياسي بين المللي با جامعه اطلاعاتي کشور، ارتباط نزديک و حساس دارد، نقاط اشتراک دستگاه هاي فوق کجاست؟ اهميت کدام سيستم بييشتر است؟
* در پاسخ به اين سوال بايد گفت، وجود جامعه اطلاعاتي در يک کشور را پنج رکن و خواسته ملي بوجود مي آورد، که عبارت است از: 1- تامين امنيت کشور، که اين خواسته موجب تاسيس سازمان ضد اطلاعاتي در کشور مي گردد. 2- گسترش قلمرو و نفوذ کشور، که موجب تاسيس سازمان اطلاعات برون مرزي مي شود. 3- پيشرفتهاي علمي و تکنولوژي. 4- کسب بازارهاي تجاري و پيشرفتهاي اقتصادي. 5- ايجاد روابط سياسي منطقه اي، بين المللي و پيمانهاي بين کشور.
با توجه با اين تعريف به نظر مي رسد اطلاعات انواع متعددي دارد، تقسيم بنديهايي که شما ارائه فرموديد براساس چه مبنايي است؟
* ما انواع اطلاعات داريم، به جهت تنوع اقسام اطلاعات مورد نياز کشورها ونيز به دليل تنوع مراکز و منابع اطلاعاتي، تقسيم بنديهاي گوناگون براي انواع اطلاعات صورت گرفته است. در کل مي توانيم انواع اطلاعات را در سه دسته تقسيم کنيم: الف) اطلاعات بر حسب موضوع که شامل. 1- اطلاعات سياسي 2- اطلاعات اقتصادي 3- اطلاعات نظامي 4- اطلاعات فرهنگي 5- اطلاعات اجتماعي 6- اطلاعات علمي 7- اطلاعات فني؛ ب) اطلاعات برحسب هدف: 1- اطلاعات داخلي: که در تعريف، اطلاعاتي است که مورد نياز مسئولين و تعيين کنندگان خط مشي ملي کشور است. که براي تصميم گيريهاي داخلي تهيه مي شود. 2- اطلاعات خارجي: که اطلاعات است مورد نياز مسئولين و مقامات عاليه کشور براي نيل به اهداف سياست خارجي کشور؛ ج) اطلاعات بر اساس کاربرد: 1- اطلاعات ايجابي: اطلاعاتي است، که از کشورهاي هدف براي پيشبرد اهداف برون مرزي تهيه مي شود. 2- اطلاعات سلبي: اطلاعاتي است، که درمقابل تهديدات و تعرضات بيگانگان، به کشورقدرت دفاعي مي بخشد.
با توجه به تعاريف انجام شده، وظيفه سازمان اطلاعاتي کشور در اين ميان چيست، زيرا اکثريت افکار عمومي آشنايي چنداني با وظايف سيستم هاي اطلاعاتي کشور ندارند؟
* سازمان اطلاعاتي کشور، تشکيلاتي قانوني است که با امکانات لازم، مسئوليت جمع آوري، پرورش اطلاعات و اقدامات پنهان در حيطه سياست خارجي کشور را در بيرون مرزها و گاهي اوقات در مقياس جهاني بعهده دارد.
سازمان ضد اطلاعات کشور چه وظايفي بر عهده دارد و فلسفه وجودي آن با چه شاخصه هايي تعريف مي شود؟
* سازمان ضداطلاعات و يا امنيت کشور، ارگاني از نظام مي باشد که مسئوليت حفظ اسرار حياتي بوسيله اقدامات عامل وغيرعامل، با طراحي و اجراي علميات آشکار و پنهان در مقابل تعرضات بيگانگان را بعهده دارد.
لطفاً‌ تعريف دقيق تري از نوع فعاليت هاي سازمان ضد اطلاعات ارائه دهيد، تمايز اقدامات سازمان اطلاعات با سيستم ضد اطلاعات مستلزم آن است که نوع اقدامات آنهابطور جداگانه براي آشنايي افکار عمومي مشخص شود؟
* سازمان ضد اطلاعات داراي دو نوع اقدام و فعاليت مشخص است:

١- اقدامات عامل: شامل ضدجاسوسي- ضدبراندازي- ضدخرابکاري و.... .
2- اقدامات غيرعامل: شامل حفاظت گفتار- حفاظت اسناد و مدارک، حفاظت فيزيکي و... .
سازماندهي جامعه اطلاعاتي در دنيا چگونه است؟
* سازماندهي سرويسهاي اطلاعاتي در جهان دو گونه است:
١- متمرکز، شامل سرويس اطلاعات و ضداطلاعات در يک تشکيلات مانند، کا- گ- ب در شوروي سابق؛
2- غير متمرکز: يعني اينکه هر يک از دو سرويس اطلاعاتي و ضداطلاعاتي، بصورت جداگانه سازمان يافته اند، مانند سازمان سيا که سرويس اطلاعاتي، و اف- بي- آي که سرويس امنيت و ضد اطلاعاتي آمريکاست.
لطفاً انواع جمع آوري اطلاعات را توضيح دهيد، تا ديد بهتري در اين مورد بدست آوريم و دوباره به بحث قبلي برگرديم؟
* در فعاليت هاي اطلاعاتي و ضد اطلاعاتي جمع آوري اطلاعات، نقش اوليه راايفا مي کند، ما در اين نوع فعاليت ها دو نوع جمع آوري داريم:
1- جمع آوري آشکار؛ که معمولاً 85 درصد اطلاعات از منابع جمع آوري آشکار بدست مي ايد از قبيل: رسانه هاي گروهي، مصاحبه ها، سخنراني ها و ...
2- جمع آوري پنهان؛ که معمولاً 15 درصد از اطلاعات سازمانهاي اطلاعاتي نيز از طريق جمع آوري پنهان بدست مي آيد. البته امروزه اين ارقام در نوسان مي باشد.
جمع آوري پنهان چگونه حاصل مي شود؟
* جمع آوري پنهان از سه طريق حاصل مي گردد:
الف) اطلاعات تصويري؛ شامل: ماهوارهها، عکس برداري، فيلم برداري و ....
ب) اطلاعات فني؛ شامل: رادارها، شنودها، ميکروفن گذاري، و ....
ج) عوامل انساني؛ شامل: منابع، عناصر نفوذي و جاسوس، بازجويي، تعقيب و مراقبت و ... .
به نظر شما، رمز موفقيت و پيروزي سيستمهاي اطلاعاتي و امنيتي، در چيست؟
* موفقيت در هر گونه اقدام و يا تحليل اطلاعاتي رابطه مستقيم با در اختيار داشتن اطلاعات دقيق و کافي دارد، فعاليت هاي اطلاعاتي هم شامل: جمع آوري اخبار، بررسي، جداسازي و منظم نمودن اطلاعات مفيد و مطمئن، طبقه بندي، روش نگهداري و استفاده بهينه از آن است. در اين پروسه، جداسازي اطلاعات از اخبار فريب و گمراه کننده مهمترين دستاورد متخصصين و تحليلگران اطلاعاتي است که با رضايت خاطر جزء اطلاعات مفيد را از بين مجموعه اخبار کسب شده استخراج و با ديدگاه مفيد و مطمئن به مقامات عالي کشور ارائه مي نمايند.
لطفاً بفرمائيد تفاوت جمع آوري اطلاعات با تحليل اطلاعات چيست؟
* جمع آوري تکنيکي و انساني يک سيستم اطلاعاتي، جمع آوري اطلاعات خام است، اما تحليل اطلاعات، شامل کاهش دادن اطلاعات خام به ايده هاي معنادار مربوط به امنيت ملي است.
طبق مطالعاتي که براي انجام اين گفتگو با جنابعالي داشتيم، يک مساله بوضوح قابل مشاهده بود که تاکيد زيادي بر روي آن صورت گرفته بود و آن هم مساله اي با عنوان منابع تکنيکي بود. ابتدا اگر ممکن است بفرماييد منابع تکنيکي شامل چه مواردي است، زيرا با اين مقدمه مي خواهيم به بحث تمرکز اطلاعاتي بپردازيم.
· پاسخ به بخش اول سوال شما آن است که اين منابع شامل عکاسي، شناسائي تصويري، اطلاعات الکترونيکي، و ... است. اما در خصوص بحث تمرکز اطلاعات يا عدم تمرکز اطلاعات بايد گفت، اين موضوع يک موضوع کارشناسي وتخصصي است که بنده نظراتم را در زمان بحث لايحه تمرکز اطلاعات در سال 78 در مصاحبه ها و اظهارنظرهايي که صورت گرفت، ارائه داده ام که متاسفانه به گونه اي ديگر برداشت شد و برخي از خواص جامعه اطلاعاتي غفلت کردند و افرادي نيز رندانه اين نظرات را در مدار تمايلات سازماني خود مصادره کردند واينگونه تصور شده که اگر ما مي گوئيم تمرکز اطلاعات در واجا نباشد، قائل به اين هستيم که اين تمرکز در سازمان و نهاد ديگري باشد، بنده با تمرکز اطلاعات در هر دستگاه و يا هر نهادي مخالفم و براي اين مخالفت نيز دلايل خود را در حوزه ي کارشناسي و تخصصي ام ارائه داده ام و ثبت است؛ اين مباحث بزودي در کتابي تحت عنوان «جنگ اطلاعاتي» منتشر مي شود. اما بحثي که در اينجا قابل طرح است، صرف نظر از نظرات گوناگون پيرامون «تمرکز اطلاعات» سوال اصلي اين است که چگونه مي توان به بهترين نحو ممکن جامعه اطلاعاتي کشور را سازماندهي يا اصلاح کنيم تا محصولات آن از بالاترين کيفيت و اطمينان برخوردار باشد و از آسيب پذيري و تهديدات جنگ اطلاعاتي در برابر سرويسهاي حريف مصون بماند. بطور مثال، بازديد مقام معظم رهبري از شهرستان بم با لباس مبدل، پيامي براي عوم و خواص بود، و اين پيام آن است که معظم له به گزارشات مختلف دستگاه ها و نهادهاي دخيل در جامعه اطلاعاتي کشور اطمينان و اتکاء ندارند و براي رقابتهاي سازماني در نهادهاي تشکيل دهنده جامعه اطلاعاتي کشور چيزي قائل نيستند. اين اقدام نشانگر آن است که سرويسهاي اطلاعاتي خودي، تامين کننده نيازمندي ايشان نيستند، از طرفي اين اقدام پيامي به آحاد مردم است که نيروهاي مردمي در هر جا و مکاني که هستند چه در دستگاههاي اداري و حکومتي و چه در کوچه وبازار و ... حقايق جاري را به نحو ممکن وبدون فوت وقت در اختيار مسئولين تصميم گيرنده قرار دهند و ملت خود را کنار نکشند، به اتکاء اينکه سازمانهايي وجود دارند. اين سازمانها با وجود هوشياري و آگاهي عمومي، فعال و سازنده خواهد بود. الان در بحث انتخابات گزارشات متعددي است که بچه هاي بسيج مي دهند و مي گويند که عناصري سازمان دهي شده به توزيع ليست انتخاباتي مبادرت مي کنند و زماني که با واکنش بچه هاي بسيج مبني بر پايبندي به وصيتنامه حضرت امام (ره) و فرامين مقام معظم رهبري و فرماندهي کل قوا در عدم دخالت در مسائل جناحي و گروهي مواجه مي شوند، مي گويند از بالا گفته اند و بنحوي اين اقدامات را منتسب به رهبري مي کنند، ماحصل اين اقدامات در ذهن جوان بسيجي جنگ نديده ي عرصه کنوني چه مي تواند باشد؟ ايا اين برادراني که چنين اقداماتي راسازمان مي دهند، ميدانند که در ذهن اين بچه هاي مخلص و پاک و جوان بسيجي چه چيز را مي پرورانند؟ و چه تصوري را در ذهن آنها بوجود مي آورند؟ و چه چيزهايي را ويران مي کنند. توصيه مي کنيم که خود اين برادران که مغرور صداقت گذشته هاي دور خود هستند، خود به ميان اين عزيزان پاک بروند تا آنان برداشت خود را چهره به چهره و رو به رو به آنها بگويند که در اين گفتگو نمي توانم بگويم که درون آنها چه مي گذرد. اين برادران بايدبدانند که چه انتخابات مجلس و چه رياست جمهوري و يا در هر انتخاباتي، مناصب و جايگاها موقتي است، اما سپاه، بسيج و نيروهاي مسلح ماندگار و هميشگي است. لذا نبايد سلايق و گرايشات شخصي در چنين بدنه هايي رسوخ کند.
جنابعالي در ضمن بحثتان به مسئله امنيت هم اشاره کرديد، اگر ممکن است نظرات جامع خود را پيرامون آن بيان کنيد؟ برخي از عناصر سياسي در مقالات و يا مصاحبه هاي خوداز امنيت پليسي سخن مي گويند، آيا اين تعريف داراي ويژگي هاي مشخصي است که بتوان افکار عمومي را با آن آشنا ساخت؟
* امنيت مقوله اي واقعي و ملموس است که اگر تامين نگردد، تجربه تاريخي ثابت کرده که مردم حتي به قلدرها و مستبدين تن داده اند تا با همه سختيها و رنجها، امنيت خود را تامين کنند. مردم امنيت را در عرصه ي گسترده مطالبه مي کنند و اين عرصه ي گسترده از محيط خانه شروع مي شود و کليه سطوح محيطي اعم از محيط کار، مدرسه، خيابان، جاده ها، شهرها، ميادين فعاليت، مراکز تفريحي، ورزشي و .... را در بر ميگيرد. لذا تامين امنيت، مسئوليتي سنگين، جدي و اجتماعي است. از طرفي عوامل نا امني نيز گسترده و گوناگون است.بطور مثال: عدم آزادي ، سلب حقوق شهروندي بيکاري در جامعه، اعتياد، رواج مواد مخدر، مفاسد اجتماعي،توهين، تخريب و بد اخلاقي و....عوامل ناامني عمومي است. از سوي ديگر دخالت دشمن خارجي و تحريکات بيگانگان و سياست بازيهاي قدرت طلبانه باندها و جناحهاي سياسي نيز از عوامل ناامني است که «عامل» و مخل امنيت ملي است. بنابراين، امنيت خواست ملي و نيازمندي متعلق و آحاد ملت است و همه مردم در سرتاسر کشور اعم از اقوام مختلف با زبانهاي گوناگون، اديان متفاوت و با سلائق مختلف سياسي و حتي کساني هم که با نهادهاي مهم نظام مخالف هستند، تامين امنيتشان بعهده نظام اسلامي است.
اين بخش از سوال را پاسخ نداديد، برخي امنيت را يک نوع عمليات پليسي و ... مي دانند، پيرامون اين نوع برداشت توضيح دهيد؟ همچنين شاخصه ها و ويژگي هاي امنيت پليسي چيست؟
* همانطور که عرض کردم، امنيت به مفهوم ايجاد نظم در جامعه است. ايجاد نظم پرداختن به اولويتهاي جامعه است که بايد هدفمند وتوام با طرح و خط مشي و برنامه ريزي باشد تا به ايجاد ثبات و امنيت منتهي گردد. لذا ايجاد امنيت نيازمند هوشياري، آکاهي، آزادي، پيگيري آن به آن، سرعت عمل، ابتکار، خلاقيت، قاطعيت است و با سرکوب، بازداشت و بگير و ببند حاصل نمي شود و کساني که اينگونه نگرشها را براي ايجاد امنيت دارند، عناصري غافل، احساسي ومتزلزل از جهت روحي و رواني هستند که خود عامل ناامني مي گردند و به نظر مي رسد بايد بسرعت و با قاطعيت، به اشتغال اين نوع عناصر در مراکز تامين امنيت پايان داده شود، چرا که اين عناصر عمدتاً با موضع و سرمايه کساني شروع به کار مي کنند و خود را بدل از عناصر اصيل جا  زده اند واين آن شکاف و بلايي است که در خيلي از مراکز تامين امنيت مشاهده مي شود. البته اينگونه آدمها بچه هاي بدي نيستند، اما چون در جاي خود قرار نگرفته اند، بد عمل مي کنند. اين تيپ آدمها چون با موضع عناصر اصلي خودرا جا مي زنند، خوب شروع مي کنند، اما تا چند قدم بعد، ناگهان بجاي آنکه به ماموريت خود که ايجاد و تامين امنيت است بپردازند، امنيت کشور را خودشان بهم مي ريزند و تا مسئولين مربوطه و دلسوز بفهمند که کار از کجا خراب است، امکانات و استعداد ملي کشور را تباه ميکنند و چون اينها در موضع امنيتي هستند، هم تجسس کننده اعمال ديگران و هم پنهان کار عيوب خود هستند. لذا تا مسئولين ومديران و فرماندهان دلسوز بفهمند، کار از کار گذشته است و بايد تاوان سنگيني پرداخته شود. نمونه اين تيپ آدمها، همان دوستي بود که مثال آن را در مصاحبه گذشته زدم که خود را در جمع عرفاني و افضل معرفي مي کرد، اما بيماري روحي و شخصيتي داشت که متاسفانه برخي از دوستان ديگر خودي به او اقبال نمودند و براي خوديها مشکل ايجاد کردند.
متوجه نشديم شما از يک طرف مي گوييد اينها بچه هاي خوبي هستند و از طرفي هم مي گوييد اينها هم تجسس کننده اعمال و رفتار ديگران وهم پنهان کار عيوب خودهستند که هر چه زودتر بايد از مشاغلشان برکنار شوند، فکر نمي کنيد کمي تناقص در پاسخهايتان وجود دارد، اگر ممکن است خصوصيت رفتاري اين اشخاص را بگوييد تا بحثمان کمي شفافتر شود؟
* بقول بچه هاي بازار، اين تيپ آدمها چهارتايي اندازند، بهم اندازي مي کنند. الان در بحث رد صلاحيتها که موجب گلايه روساي دو قوه نيز شد، اگر بررسي دقيق و بدون حب و بغض صورت بگيرد، مشخص مي شود منشاء اين ماجرا هم يکي دو نفر از همين تيپ بچه ها هستند که موجب شده اند که بزرگان را بهم اندازند. داستاني است که الان حضور ذهن ندارم که دقيق آن رابيان کنم، اما مضمون آن اين است که در يکي از کشورهايي که سازمان سيا قصد براندازي آن حکومت را داشت، يکي از مشاورين مسئول آن حکومت را تطميع کرد. بعد از آن که حکومت براندازي شد و سيستم حکومتي اش تغيير يافت، از آن مشاوره تطميع شده سوال کردند که چگونه چنين اقداماتي را انجام دادي؟ او گفت: من تنها کاري که کردم آن بود که در تعيين مشاغل افرادي را پيشنهاد مي دادم که هرکسي در جاي خود نباشد و هرکسي در مشاغلي گمارده مي شود که براي آن کار ساخته نشده باشد، لذا نهايتاً در يک پروسه زماني همه چيز بهم ريخت و خود به خود آن نظام از هم پاشيد و براندازي حاصل شد. اين مساله ي بسيار مهمي است که مي طلبد خواص جامعه دقت بيشتري روي آن داشته باشند.
با توجه به ويژگي هاي جامعه اسلامي و شرايطي که يک شخص مسئول بايد داشته باشد، همچون تقوا، تعهد، تخصص و ... آيا اين نوع افراد مي توانند ماندگاري در مراکز امنيتي داشته باشند، زيرا جايگاهي که اين عناصر دارند بسيار حائز اهميت است، اين‌ آقايان حامل قدرتند؟
* جامعه اسلامي، جامعه اي است که در آن ارزشهاي اسلامي اصيل بر همه روابط اجتماعي حاکم است. مردمي بودن حکومت در نظام اسلامي در پرتو مکتبي بودن تامين مي شود. لذا تمايلات مردم و مصلحت آنها با ديدگاههاي مکتبي مورد علاقه و همسو است وقدرت تشخيص مردم با تعهد مکتبي و وجدان بيدار به مسائل سرنوشت ساز عمق يافته است. بنابراين پيوند سالم و سازنده ميان مردم و مسئولان نقش بنيادي و استوار در احساس تعهد و مسئوليت ملي دارد، اين پيوند بارورکننده ي عمل اجتماعي است و جامعه را کاردان، کارآمد و غني مي سازند. لذا عناصري که در اداره جامعه مسئوليت قبول مي کنند بايدالگويي باشند براي خدمت کردن، نه براي بزرگي کردن و سروري کردن؛ اداره امور جامعه رابطه ايي پويا و رشدياب است که به حفظ وحدت بين همه افراد و جريان هاي متعهد به کشورتوجه دارد. کسي حق ندارد که با برتري جوئي هاي حرام و ضد اسلام و با تعصبات باندي و يا حتي حميت هاي سازماني و اداري خود را بر جامعه تحميل کند. بنابراين رفتار اين تيپ آدمها سراسر ضد ارزش، نيرنگ، فريب و جوسازي مصنوعي و ايجاد التهابات کاذب است که خود ملت آنها را پس زده و مي زند. انشاءالله که خداوند آنها را هم هدايت مي کند که بدانند قدرت ماندگار نيست و آنچه مي ماند خدمت به هم نوع و مردم است که به انسان بزرگي و ماندگاري مي دهد.
با توجه به اينکه مي خواهيم وارد بحث وضعيت تهديدات دشمن شويم به اختصار نگرش خود را نسبت به امنيت قضايي نيز بيان نمائيد، زيرا به نظر مي رسد از اين بحث دور شويم؟چ
* امنيت قضايي از عوامل بنيادين و بسيار موثر در استقرار نظام اسلامي است واز اولويت خاصي برخوردار است. لذا براي ايجاد امنيت قضايي بايد با قانونگذاري در زمينه هاي حقوقي، جزائي، مدني، آئين دادرسي و .... بر پايه موازين حقوقي و جزائي بين المللي واسلامي پايبند باشيم. از سوي ديگر براي ايجاد امنيت قضايي نه تنها قضات، بلکه ساير کارکنان دستگاه قضايي نيز بايد از بهترين و صالح ترين افراد انتخاب شوند و اگر چنين نشود امنيت قضايي در اين قوه در مجاري صحيح قرار نخواهد گرفت. بنابراين امنيت قضايي به نظام عادل و فعال اقتصادي، سياسي و نظام حقوقي، جزائي و قضايي اصيل بشري و اسلامي و دستگاه قضايي مرکب از قضات با ايمان، باهوش، باتقوا و کارآمد و عوامل اجرايي مومن و با تقواي عملي و قوي و درستکار و کاردان،و با شرف  بستگي تام دارد. موضوع ديگر که بايد مورد امعان نظر مسئولين در اين قوه قرار گيرد، آن است که اين قوه، قوه اي کاملاً‌ مستقل است و لازم است از نظر اداري، مالي و انتظامي نيز بکلي مستقل باشد، چرا که در غير اين صورت، استقلال خودرا از دست خواهد داد. از سوي ديگر بازداشت هاي قبل از محاکمه، زيبنده ي دستگاه قضايي اسلامي نيست و بايد منحصر به موارد بسيار محدود و ضروري باشد و مدت آن نيز نبايد از چند روز اوليه تجاوز کند، متاسفانه بازداشتهايي که در چند سال اخير انجام شد، هرگز برازنده ي دستگاه قضايي نيست، شايسته است که سريعتر به اين رويه تحميل شده به دستگاه قضايي خاتمه داده شود که بحمدالله اراده رياست محترم قوه قضاييه در اين طريق است که طي ديدارها و دستوراتي که داشته اند، نسبت به اين مساله حساسيت بجا و در خور توجهي را انجام داده اند، اما متاسفانه معلوم نيست چرا برخي ها نمي خواهند اين خواست رييس دستگاه قضايي عملياتي شود که بررسي آن خود يک رديابي و کار حفاظتي و اطلاعاتي را مي طلبد. موضوع قابل اهميت ديگري که به حفظ استقلال قوه قضاييه کمک مي کند. تشکيل نيروي انتظامي مومن و تربيت شده براي اجراي احکام قضايي در اين قوه است که يکي از شرايط اصلي موفقيت دستگاه قضايي براي ايجاد امنيت قضايي خواهد بود و انشاءالله احياي مجدد سازمان پليس قضايي مي تواند به سلامت ضابطين اين قوه منجر شود که عهده دار مسائل اجرايي دستگاه قضايي در مرحله کشف جرم، بازداشت متهم، بازجويي مقدماتي، ابلاغ و اجراي احکام مدني و کيفري است و در حقيقت مسئول بخش عظيمي از وظايف کنوني ضابطين انتظامي و اطلاعاتي اين قوه است؛ از اولويتهاي ديگر دستگاه قضايي کشور که به عنوان يک نياز مورد توجه است، يافتن و ساختن عناصر مستعد و تربيت عناصر داراي صلاحيت قضايي است. زندانهاي کشور عموماً بايد محل خودسازي روحي و رواني و مرکز ارشاد و آگاهي باشند و نه محل انتقام گيري و زورگيري و زورگويي؛ بايد مربيان متدين و متعهد، مسئوليتهاي مختلف را در اين مراکز بعهده گيرند، در غير اين صورت زندانها به محلها و مراکز فساد مبدل مي شوند که کل جامعه را بيمار خواهند کرد. همچنين ضابطين انتظامي و اطلاعاتي بکار گرفته شده در اين دستگاه بايد از دلسوزترين و با شرف ترين افراد باشند که انشاءالله در بحث قوه قضاييه در يک فرصت مستقل به آن خواهيم پرداخت.
 
پیوند مطلب: http://www.agahsazi.com/article.asp?id=4229&cat=5
ارسال به : Technorati TwitThisFacebookFriendfeedStumbleuponMyspaceGoogle DeliciousbuzzthisYahoo Messenger

نظرات:


ارسال نظر
نام
ایمیل
سایت/وبلاگ
* نظر
کد امنیتی  
 

   

صفحه اصلی :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: پیوندها :: تماس با ما :: تبلیغات :: درباره ما  
تمام حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است
Copyright©2008, All Rights Reserved