تهديدبالفعل؛ براندازي معکوس است! : آگاه سازی
   
 آخرین اخبار
مقام قاضی القضات رساندن حق به حق‌دار است نه حفظ حاکمیت

بی‌تفاوتی نسبت به شکایت هفت نفر از سردار مشفق، معنایی جز خودکامگی ندارد

تو دولت موسوی را تضعیف نمی کنی؛نظام و اسلام را تضعیف می کنی!

جنتی متقلب است و ریشه تقلب انتخاباتی به او و حامیانش بر می گردد

ملت ایران ملتی غیور است که از تهدید خوشش نمی آید

به تعداد رأی هایی که به شما داده شده در قبال مردم و خدا مسئولید

تقابل با بخش خصوصی

اقتصاد اتریشی چیست

چرخشی حیرت‌آور در سیاست دولت بوش در برابر ایران

بی‌تفاوتی در دین و سیره بزرگان ما به شدت رد می‌شود

تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران ؛ چراغ سبز یا ژست دیپلماتیک

نقش تلويزيون صداي آمريکا در تحريف تاريخ انقلاب اسلامي ايران

خاتمی محصول فرهنگ اصیل استان یزد است

تفکر سیستمی ‌و پرهیز از جزئی نگری

باید منتظر آینده بود

چرا گفت و گو های ژنو شکست خورده اعلام نشد؟

کودتای کاندولیزا

ارزیابی‌های متفاوت از مذاکرات هسته‌ای در ژنو

هر طرح اقتصادی باید در چارچوب سیاست‌های مصوب قبلی باشد

حزب مؤتلفه اسلامي به دنبال قدرت و سهم خواهي نيست

اشاره: از مهمترين مباحثي که در حوزه امنيت ملي حائز اهميت مي باشد. شناخت پارامترهايي است که مي تواند محيط دروني يک کشور را با چالش مواجه نمايد. روزنامه حمايت در بهمن ماه سال ٨٢ گفتگويي  را با آقاي حجت کارشناس عالي امنيت ملي و امور استراتژيک انجام داد و به بررسي چرايي اهميت انتخابات مجلس هفتم و طرح کلي نظام سلطه براي تحت الشعاع قرار دادن امنيت ملي مورد بحث قرارداد. بخش دوم اين گفتگو به شناخت جريانهاي اپوزيسييون و چگونگي فعاليت جامعه اطلاعاتي نظام سلطه پرداخته است، متاسفانه بررسي چنين تهديداتي از سوي نيروهاي اصيل و داراي مسوليت تاکنون مغفول مانده است ،آنچه در زير مي خوانيد يادآوري شرح اين گفتگوست:.. .
کد خبر : 4227 تاریخ انتشار : 16:37 - 21 دی 1388

 

بررسي تهديدات امنيت ملي
اشاره:
از مهمترين مباحثي که در حوزه امنيت ملي حائز اهميت مي باشد. شناخت پارامترهايي است که مي تواند محيط دروني يک کشور را با چالش مواجه نمايد. دشمنان يک کشور هميشه براي اعمال نظر و تحميل اراده خودرا از راه هاي نظامي و توسل به زور و قوه ي قهريه استفاده نمي کنند. جنگهاي رواني، فرهنگي، مذهبي، سياسي، اقتصادي و ... معمولاً‌براي نياز به کاربرد سلاح ندارد با توجه به تعريف فوق وفضاي حاکم بر عرصه ي سياسي کشور، براي بررسي ابعاد مختلف تهديداتي که مي تواند امنيت ملي نظام اسلامي را خدشه دار کند. گفتگويي طولاني را با آقاي حجت کارشناس عالي امنيت ملي و امور استراتژيک انجام داده ايم. روز گذشته بخش اول اين گفتگو به بررسي چرايي اهميت انتخابات مجلس هفتم و طرح کلي نظام سلطه براي تحت الشعاع قرار دادن آن مورد بحث قرار گرفت. بخش دوم اين گفتگو به شناخت جريانهاي اپوزيسييون و چگونگي فعاليت جامعه اطلاعاتي نظام سلطه پرداخته است، آنچه در زير مي خوانيد شرح اين گفتگوست:
«روزنامه حمايت- 30 بهمن 1382»
 
آقاي حجت با توجه به حجم تهديدات دشمن، وضعيت کلي کشور را چگونه تحليل مي کنيد؟ آيا احتمال تغيير ساختار سياسي در ايران وجود دارد؟
* ساختار سياسي نظام از ثبات و انسجام بالايي برخوردار است، به طوري که احتمال تغيير نظام از درون به وسيله ي جريان هاي سياسي و يا گروه هاي محارب نظامي، بشدت کاهش يافته است. در عين حال در صورت براندازي نظام، هيچ نيروي بيروني بدون جلب نظر مساعد وهمراهي دست کم بخشي از نظام، بويژه نيروهاي مسلح انقلاب، قادر به کنترل اوضاع نخواهد بود. اين مساله از پيچيدگي هاي عرصه عمليات و عامل موثر در طراحي هاي احتمالي دشمن است که از مهمترين عوامل تاثيرگذار در انجام عمليات نظامي عليه کشور از سوي آن به شمار مي رود.
با توجه به اوضاع و احوالي که مختصراً‌ به آن اشاره کرديد، جريان هاي اپوزيسيون در چه وضعيتي قرار دارند؟ آيا مي توان جريان هاي مختلفي را براي اپوزيسيون قائل شد، و اينکه ايا پيوند تشکيلاتي ما بين آنها برقرار شده است، و اصلاً‌ آيا اين موضوع قابل طرح است؟ جريان هاي مقابل نظام را چگونه مي توان تعريف کرد؟
* معارضه با نظام اسلامي را مي توان به سه دسته ي کلي تقسيم کرد:
جريان اول، اپوزيسيون ضدانقلاب محارب خارج از کشور: اين جريان متشکل از گروه ها، تشکلها و عناصري هستند که به احکام اسلامي تعلق خاطر ندارند و براي مقابله با ارزشهاي اسلامي حاضرند هستي و جان خود را قرباني کنند اين جريانها و عناصر، دشمن ارزشهاي اسلامي هستند. اين مجموعه از اپوزيسيون بناي اجتماعي وتوان مانور بالا در داخل کشور را ندارد، و عمدتاً در کشورهاي حامي غرب و آمريکا استقرار دارند که بحشي از آنها نيز به شکل سازماندهي شده عمل مي کنند. اما بايد توجه داشت که معارضه ي اپوزيسيون ضد انقلاب، به مشکلات جدي دچار است. مواردي همچون تضعيف قدرت عملياتي آنها در داخل کشور، تشتت در هسته هاي مرکزي، نظارت اطلاعاتي نظام بر تحرکات آنها، بي انگيزه ايي و بريدگي نيروها، اختلافات دروني، منفوريت آنها بخاطر رويارويي با خواسته ها و مطالبات مردمي و....؛ قدرت عملياتي آنان را به شدت کاهش داده و آنها را ايزوله و در نزد افکار عمومي منفور کرده است.
جريان دوم، عبارتند از، اپوزيسيون سکولار ملي گراي مخالف (داخل کشور)؛ اين طيف در گذشته داراي رگه هاي نفوذ در حاکميت و تا حدودي نيز مورد اعتماد جناح دمکرات آمريکاست. اين اپوزيسيون صرفنظر از نداشتن قدرت عملياتي، اختلافاتي نيز با ساير نيروهاي معارض وضدانقلاب دارد و طيف موصوف به ويژه يک گرايش داخلي از نهضت آزادي، بازو و ابزار تامل جناح دمکرات آمريکا هستند که به علت عدم نقش آفريني در تحولات آتي موجبات تضعيف نفوذ اين جناح را فراهم آورده و دست جناح تندرو آمريکا را براي اجراي اهدافش باز نموده است.
جريان بعدي، که مي توان با عنوان اپوزيسيون برانداز (درون نظام) معرفي کرد؛(جريان براندازي معکوس است) يک طيف بدون تابلو، نامرئي و پنهان است که عوامل آن در سابق در تشکلها و کانونهاي اسلامي مبارزه عليه رژيم شاه، بعنوان منابع ساواک در استخدام سازمان اطلاعات امنيت و ضداطلاعات ارتش شاهنشاهي بوده اند که با توجه به ساختار ساواک و ضداطلاعات ارتش، تحت کنترل عملياتي جامعه اطلاعاتي غرب (اينتلجنس سرويس- سيا و موساد) قرار داشته اند که با فروپاشي رژيم سلطنتي پهلوي در سال 57 مستقيماً تحت اداره ي سرويسهاي موصوف، به فعاليت پنهاني خود با پوشش و حفظ ظواهر اسلامي ادامه داده اند. اين منابع و عوامل به دليل نوع ماموريت و نفوذ آنان در مجموعه هاي اسلامي وديني و مرتبط با روحانيت، بشدت ساده و ...، و همچنين تشديد اختلافات في مابين گروه هاي سياسي چپ و مارکسيست با نيروهاي مبارز اسلامي، حساسيت نشان مي دادند. لذا منابع و عوامل نفوذي ساواک در عرصه هاي مختلف و کانونها و تشکل هاي مبارزين اسلامي مقيد به حفظ پوشش و آداب و سنن اسلامي بوده و بيشتر از ديگران خود را به نمايش مي گذاردند. بنابراين به سرعت اعتماد مجموعه هاي مبارز خودي را جلب و نفوذ خود را به ساختار تشکل هاي اصيل عمق بخشيده اند. و معمولاً‌ با توجه به پوشش فداکارانه و ايثارگرانه، اما آسوده از تعرض ساواک به خود، سرويس دهنده، پشتيباني کننده، و ميداندار و صحنه گردان در مجموعه هاي خودي بوده اند که البته بزرگاني همچون شهيد مطهري و شهيد بهشتي و .... که خيره در بهره گيري از منابع و امکانات دشمن بوده اند کارهاي بر زمين مانده مبارزه در دوران اختناق و سرکوب را با دستان همين منابع و عوامل پيش برده اند و با جذب و هضم آنان، امکانات ساواک نسبت به گروه هاي اسلامي را با بکارگيري اين عوامل خنثي مي کردند و همگان مشاهده مي کردند که دستگاه سرکوبگر شاه کاملاً در مواجهه با انقلاب اسلامي غافلگير شد. وقوع انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام (ره) و روحانيت نستوه، نه تنها ساواک، بلکه سرويسهاي اطلاعاتي جامعه غرب را غافلگير و با خطرات غيرقابل پيش بيني مواجه کرد. لذا اجرا عمليات ويژه در دستور کار جامعه اطلاعاتي غرب قرار گرفت و بعنوان اولين اقدام، اسناد منابع ساواک از داخل کشور ربايش و به جامعه اطلاعاتي غرب منتقل شد. با بررسي پرونده، منابع ساواک که در اختيار سيا و موساد بود، خطر افشاي چهره هاي بدلي منابع ساواک در پوشش انقلابيون مسلمان و آزادي خواه نمايان شد و اجراي عمليات حذف وترور به منظور عدم افشاء چهره ي واقعي منابع ساواک و همچنين جاگيري و يارگيري اين منابع در ساختار قدرت سياسي و اداري و حکومتي نظام اسلامي طراحي و در دستور کار قرار گرفت که در دهه 60 به حذف وترور خواص رهبري کننده ي مجموع هاي مردمي و تشکل هاي اسلامي و روحاني منجر شد.
اقداماتي که سازمان سيا ماموريت آن را به منابع «ساواک- سيا» واگذار نموده، چيست؟
*اين اقدامات را مي توان به شرح ذيل بيان کرد:
1- هدايت عمليات رواني و تبليغاتي با پوشش چپ- راست و.... عليه خواص و شخصيتهاي موثر انقلاب، به منظور بي اعتباري آنان نزد افکار عمومي.
 2- شناسائي براي خنثي سازي نيروهاي اصيل مردمي و اسلامي.
3- روي کارآوردن عناصر موافق خود با پوشش انقلابي و اسلامي براي نظام آينده کشور.
4- جذب نيروهاي انقلابي، سياسي و.... .
5- تاثير گذاري منفي بر روي
شخصيتها، مسئولين و خواص ذينفوذ کشور.
6- فريب اطلاعاتي مردم و مقامات کشور بوسيله نشر اخبار و تحليلهاي منحرف و يا خنثي کننده توان خودي.
7- ايجاد يک حکومت سايه و نامرئي در کشور
با توجه به نفوذ و عوامل و منابع خود در سه قوه، نيروهاي مسلح وجامعه اطلاعاتي کشور.
8- ايجاد زمينه ي نارضايتي عمومي و تخريب روحيه مردم و ايجاد روحيه تمرد در بين مردم نيست به قوانين جاري کشور.
9- سازمان دادن به تشکل هاي سياسي- اجتماعي و .... مخالف و ناراضي بمنظور فريب اطلاعاتي آنان. 10- نفوذ در سيستمهاي اطلاعاتي و امنيتي بمنظور آلوده کردن مجاري توليد اطلاعات و الوده کردن تحليلهاي اطلاعاتي.
11- ايجاد اختلال در مکانيزم سازماني جامعه اطلاعاتي کشور به وسيله استخدام عناصر تطميع شده خود. 12- شناسايي و خنثي سازي هاي متراکم در مراکز تصميم گيري نظام به منظور ترغيب عناصر تصميم گيرنده به بهره برداري از اطلاعات واخبار خام و غيرپردازش شده براي تصميم گيري.
14- نفوذ در مطبوعات و نشريات و رسانه هاي گروهي کشور با پوشش هاي مختلف.
15- جذب نيروهاي سياسي کشور.
16- کنترل تسليحات، انرژي هسته اي و تجهيزات
استراتژيک کشور.
17- پخش شايعات مضره
در بين مردم از طريق تحت اداره قرار دادن مسئولين ستون اخبار ويژه مطبوعات، رسانه ها، برنامه هاي راديو وتلويزيون پرشنونده و بيننده و....
اپوزيسيون برانداز متشکل از چه عناصري است؟
* اپوزيسيون برانداز درون نظام، متشکل از منابع ساواک هستند که پس از پيروزي انقلاب دست به دست شده وتحت اداره «سيا» و کنترل عملياتي «موساد» قرار گرفته اند. اجراي طرح «پرستو» در سالهاي اول انقلاب توسط موساد مويد چنين حقايقي است (اين طرح به منظور دام گستري بوسيله زنان و دختران عليه مقامات و خواص کشور عملياتي گرديد که از آن براي تطميع و تهديد به همکاري و يا حذف سياسي و رواني مقامات و خواص استفاده گرديده است.)
تلاش اپوزيسيون برانداز در چه راستايي است؟
* اين جريان پنهان و غده سرطاني، تلاش دارد تا در يک دوره زماني، انقلاب و ارزشهاي برخواسته از آن را با پوشش دو گرايش سياسي موجود در کشور از صحنه جامعه خارج نمايند. جريان موصوف، با دو قطبي کردن جامعه از يک سو، تحت عناوين مختلف اقدام به بمباران شديد تبليغاتي، خود را در صف مدافعين انقلاب قرار دهند و سختگيريهاي نابخردانه، سعي دارند شأن و موقعيت مقام معظم رهبري و جريان فکري، سياسي و تدابير معظم له را بي اعتبار و از صحنه خارج نمايند.
جريان سازيها چگونه انجام مي شود؟
* اين اقدامات از سوي عوامل پوششي و نفوذي جريان برانداز، با تحريک هر دو گرايش سياسي کشور، جريان سازي مي شود. گاهي اين اقدامات با خشونت و تندي و گاهي در پوشش انتقاد و در لباس ناصحين خيرخواه و دلسوز انجام مي گيرد. در هر دو حال، تلاش عوامل برانداز آن است که به خود چهره حق به جانب بدهند و ضمن تردد در هر دو جناح دلسوز کشور، براي خود ايجاد مظلوميت و چهره اي دلسوز و وجيه المله ارائه کنند. لذا با ورود در عرصه عمومي و با انتقاد و حذف هر دو گرايش دلسوز، خود مياندار، ميانجي و نهايتاً ناجي صحنه مي گردند.
پوشش اين جريان براي جلب افکار عومي و خواص چگونه است؟
* اين عناصر براي جا باز کردن بيشتر در بين افکار عمومي و جلب نظر خواص در هر دو گرايش، خود را مدافع سرسخت آرمانهاي حضرت امام (ره)، آزادي، استقلال، مردم سالاري و .... معرفي مي کنند و مخالفت شديد با انحصار طلبي، مفاسد، بيگانه طلبي و .... سر مي دهند و همه ي تلاش و شعارهاي خود را در حمايت از مردم و ايجاد عدالت و برقراري مردم سالاري عنوان مي کنند. تلاش عوامل اين جريان اين است که بازار شايعات، تهمت، افترا و بزرگنمايي نقاط ضعف و اشتباهات مسئولان اصيل را داغ نگه دارند و آنان را به بي لياقتي و عدم کفايت و ناکارآمدي متهم سازند و صفحات جرايد و مطبوعات کشور در هر دو گرايش سياسي را بعنوان ميدان کارزار با نظام قرار مي دهند. آنها از يک سو کارگزاران نظام را به استبداد، سانسور، خشونت، خفقان، نقص حقوق بشر و ... متهم مي کنند و از سوي ديگر، عناصر فريب خورده و داراي عقده هاي متراکم و ناسازگار را با اتهاماتي از قبيل ضد دين، جاسوس، برانداز و ... متهم مي کنند و با انتشاراخبار وگزارشات جعلي بر ضد نظام توسط سايتهاي با پوشش اپوزيسيون ضد انقلاب، جريان سازي خود را در افکار عوام و خواص کشور مهندسي مي کنند و بر ضد نظام و دو جريان اصيل اقدام مي نمايند و آتش کينه و عداوت را در عرصه سياسي وعمومي کشور شعله ور مي کنند و نهايتاً با اين نوع اقدامات آحاد مردم را دچار حيراني و سردرگمي مي نمايند و زمينه لازم را براي سرخوردگي، دلزدگي و نهايتاً بي تفاوتي و بدبيني به وضعيت جاري کشور در مردم پديد مي آورند.
باتوجه به اين تحليل آيا عوامل اين جريان در مراکز اداري و حکومتي هم وجود دارند؟
* اتفاقاً از مهمترين اقدامات اين طيف، نفوذ درارگانهاي قانوني و مراکز اداري و حکومتي کشور است. عوامل اين جريان با رخنه و نفوذ در صفوف نظام در صددند از داخل، نظام را مورد تهديد قرار دهند و مقاومت ملي را از مدافعين واقعي سلب کنند و همگان را فريب دهند و مقامات تعيين کننده ي خط مشي ملي کشور را به بيراهه بکشانند.
اين جريان با استفاده از چه ابزار و ترفندي مي تواند قابليت نفوذ در بين دستگاه هاي مديريتي و اجرايي کشور و همچنين جايگاه اجتماعي دربين توده مردم را فراهم کند؟
* جريان موصوف در اين مرحله با طرح شعارهايي توسط عوامل خود و اعمال تبليغات و عمليات رواني، هواداري خود را از انقلاب و ارزشهاي آن و مردم و جانبداري از آرمانهاي امام (ره) و رهبري و عناصر و دستگاه هايي که از قداست و اعتبار برخوردارند، سر مي دهند. آنان با اين اقدامات و شعارها سعي دارند که قدرتهاي مردمي را قبضه نمايند و در جامعه و در بين مقامات و خواص کشور نفوذ کنند. اين عوامل نفوذي و يا حسود، براي حذف نيروهاي اصيل انقلاب از صحنه تاثيرگذاري کشور، حتي اقدام به ايراد اتهام عدم ولايي بودن آنها را نيز سر مي دهند تا بتوانند خود بيشتر در جايگاه هاي قدرت نفوذ نمايند.
دوستاني که طي هشت سال گذشته از نزديک با اينجانب در ارتباط بوده اند بخوبي با اينگونه چهره ها آشنا هستند. يکي از اين آدمها که خود را خيلي ارزشي، عرفاني و افضل در بين جمع ها نشان مي داد و بنده هم وي را بعنوان کسي که داراي بيماري روحي و شخصيتي است با او مدارا نمودم که مي بايست معالجه گردد، متاسفانه از طريق برخي از دوستان و مجموعه هاي خودي مورد توجه قرار گرفت و از سال 78 به بعد بيماري اين فرد به آن مجموعه هاي خودي سرايت کرد که باعث بسياري از مشکلات بعلت آلودگي به نفسانيات و حسادت و برتري طلبي ها گرديد که متاسفانه هنوز هم برخي از دوستان، اين چنين افراد را به ما منتسب مي کنند و گاهي حال و احوال امثال آنها را از ما سوال مي کنند و بنده هم نمي توانم موضوع را به همه توضيح دهم. لذا بايد همه هوشيار باشند و فريب نزديک بودن برخي از افراد به مجموعه هاي خودي را نخورند.

پیوند مطلب: http://www.agahsazi.com/article.asp?id=4227&cat=4
ارسال به : Technorati TwitThisFacebookFriendfeedStumbleuponMyspaceGoogle DeliciousbuzzthisYahoo Messenger

نظرات:


ارسال نظر
نام
ایمیل
سایت/وبلاگ
* نظر
کد امنیتی  
 

   

صفحه اصلی :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: پیوندها :: تماس با ما :: تبلیغات :: درباره ما  
تمام حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است
Copyright©2008, All Rights Reserved