منبع ۱۰۰۲ ساواک در هيات انصار الحسين کيست و امروز کجاست؟! : آگاه سازی
   
 آخرین اخبار
مقام قاضی القضات رساندن حق به حق‌دار است نه حفظ حاکمیت

بی‌تفاوتی نسبت به شکایت هفت نفر از سردار مشفق، معنایی جز خودکامگی ندارد

تو دولت موسوی را تضعیف نمی کنی؛نظام و اسلام را تضعیف می کنی!

جنتی متقلب است و ریشه تقلب انتخاباتی به او و حامیانش بر می گردد

ملت ایران ملتی غیور است که از تهدید خوشش نمی آید

به تعداد رأی هایی که به شما داده شده در قبال مردم و خدا مسئولید

تقابل با بخش خصوصی

اقتصاد اتریشی چیست

چرخشی حیرت‌آور در سیاست دولت بوش در برابر ایران

بی‌تفاوتی در دین و سیره بزرگان ما به شدت رد می‌شود

تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران ؛ چراغ سبز یا ژست دیپلماتیک

نقش تلويزيون صداي آمريکا در تحريف تاريخ انقلاب اسلامي ايران

خاتمی محصول فرهنگ اصیل استان یزد است

تفکر سیستمی ‌و پرهیز از جزئی نگری

باید منتظر آینده بود

چرا گفت و گو های ژنو شکست خورده اعلام نشد؟

کودتای کاندولیزا

ارزیابی‌های متفاوت از مذاکرات هسته‌ای در ژنو

هر طرح اقتصادی باید در چارچوب سیاست‌های مصوب قبلی باشد

حزب مؤتلفه اسلامي به دنبال قدرت و سهم خواهي نيست

ماجرای امتناع «هاشمی‌رفسنجانی» از سخنرانی هفتگی در خرداد سال۱۳۴۹: برایتان فقط روضه «موسی‌بن‌جعفر(ع)» می‌خوانم....
کد خبر : 4114 تاریخ انتشار : 16:47 - 07 دی 1388

صبحگاه جمعه بیست‌و‌دوم خرداد‌ماه ۳۹ سال قبل تازه از راه رسیده بود که «هاشمی» وعده منبر خود بعد از دعای ندبه در جلسه هیئت‌انصار‌الحسین یادش امد، و به سرعت از خواب کوتاهی که تازه به آن فرو رفته‌بود، برخاست.......... اماپاهای شیخ سنگین و دستانش به فرمان او نبود.......... قلب او را غم بزرگی فرا گرفته‌بود،   غم عمیق‌تری از شکنجه‌های روحی و روانی «ساواک»، غمی تلخ‌تر از روزهای مریضی «فرزندش» و تنهایی خانواده‌اش، غمی از جنس «مظلومیت» که با «قلب شیفته ابا عبدالله» اکبر‌هاشمی ۳۷ ساله به خوبی قریب و عجین بود.......... او چه باید می‌کرد؟ جمعیتی منتظر وی بودند و «قلب او» در انتظار نسیمی از «التیام»، دل به ائمه اطهار سپرد و استمداد طلبید ناگهان نوری از مظلومیت خاندان عصمت و طهارت قلب «هاشمی» را درنوردید........ آری! نسیم التیام آمده‌بود. نسیمی از جنس روضه مظلومیت «موسی‌بن‌جعفر( ع)»................................
صبحگاه آن جمعه دور که شیخ جوان وارد جلسه هیئت‌انصار‌الحسین شد تمامی جمعیت به نگاهی دریافتند که حال‌و‌هوای «اکبر‌هاشمی» دگرگون است...........
دعای ندبه که به پایان رسید، نوبت منبر هاشمی‎‎‌رفسنجانی رسید. بغض راه بر گلوی «شیخ جوان» بسته بود، به سختی دهان گشود: بسم‌الله‌الر........
بغض دوباره امانش را برید و اشک راه بر کلامش را بست، دوباره روحانی جوان عزم کلام کرد: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم من......... و بغض «هاشمی» رها شد اشک صورتش را فرا گرفت و رو به جمعیت متعجب از احوال خویش کرد و گفت: «امروز فقط روضه موسی‌بن‌جعفر را برایتان می‌خوانم» و نسیم التیام بخش قلب غمبار خویش را چنان بر جمعیت روان ساخت و بر دلها نشاند که حتی «مخبر گوشه نشین ساواک» را نیز تکان داد و اشک کوتاهی بر چشمش نشاند به گونه ای که وی لحظه‌ای یادش رفت که کجاست و باید گزارشش را پیگیری کند و سریعا خودش را جمع‌و‌جور کردواین چنین نوشت: « هاشمی خیلی ناراحت بود و به سختی صحبت می کرد ...... فقط روضه خواند که مردم را از خود بیخود کرد و حاضرین خیلی گریستند........».

پیوند مطلب: http://www.agahsazi.com/article.asp?id=4114&cat=3
ارسال به : Technorati TwitThisFacebookFriendfeedStumbleuponMyspaceGoogle DeliciousbuzzthisYahoo Messenger

نظرات:


ارسال نظر
نام
ایمیل
سایت/وبلاگ
* نظر
کد امنیتی  
 

   

صفحه اصلی :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: پیوندها :: تماس با ما :: تبلیغات :: درباره ما  
تمام حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است
Copyright©2008, All Rights Reserved