از سوی دیگر چون ارزشها زاییده ذهن منحصر به فرد افراد است پس هیچ ارزشی بر دیگری برتری ندارد. لذا از دیدگاه اقتصاداتریشی این ارزشها قابل داوری نیستند.ضمنا به دلیلی پیچیدگی ذهن در قالب مدلهای ریاضی نیز نمی گنجند ولی داده های اولیه اقتصاد وعلوم اجتماعی محسوب می شوند.
انسان موجودی است که در بستر زمان زندگی می کند. بنابر این ارزشهای برخاسته از ذهن وی هم در طول زمان ثابت نمی ماند. انتخابها و تصمیمات اقتصادی او نیز از دوره ای به دوره دیگر تغییر می کند. تصمیمی که در یک دوره از زمان به عنوان بهترین انتخاب مطرح است الزاما دردوره های بعدی بهترین انتخاب نیست. در واقع ترجیحات افراددرطول زمان تغییر می کند .آنان به طور مداوم مشغول ارزیابی اهداف و وسایل بکار گرفته خویش هستند وبه این ترتیب رفتار دیگران را نیز تحت تاثیر قرار می دهند. تغییر ترجیحات هر فرد در طول زمان یکی از مهمترین تفاوتهای اقتصاد اتریشی با نئوکلاسیکها در است .
از کنار هم قرار دادن نتایج فوق که همگی از اهمیت ذهن انسان در کنش وی منتج می شود می توان نتیجه گرفت که تمایز ارزشهای انسانها از یکسو وتغییر ترجیحات ذهنی هر فرد در طول زمان از سوی دیگر ،دلالت بر عدم امکان برنامه ریزی متمرکز دارد . به عبارت دیگر مشروعیت یک برنامه ریزی متمرکز به کار آمدی آن است حال آنکه از دیدگاه اقتصاددانان اتریشی داده های یک نظام برنامه ریزی متمرکز بیش از انکه واقعیتهای عینی باشند پدیده های ذهنی هستند به همین دلیل نمی توان به کار آمدی آنها یقین داشت . جهت تبین بهتر این مطلب به نوشته ای از هایک اشاره می کنیم.
"یکی از مشکل ترین تصمیمهای مربوط به تولید تعیین مقدار وچگونگی مصرف کالاهای سرمایه ای است. یک نظام سوسیالیستی بر پایه انتظارات ازآینده قیمت نهاده ها ومحصول، به تدوین برنامه ای متمرکز در این خصوص بپردازد درحالیکه قیمتهای آتی تنها قضاوتهایی درباره امکانهای موجود درآینده جهان است وهیچ موقعیت عینی ندارد. شناخت درباره فرایند تولید نیز دستورالعمل ثابتی نیست بلکه در بسیاری موارد زاییده ذهن است "[Yeager,1987].
از گفته های فوق می توان به اهمیت تفکر ذهن گرایانه در اندیشه های متفکران علم اقتصاد اتریشی پی برد.در واقع در این مکتب نه تنها ارزشها بلکه طرحها ،انتظارات ودریافتهای افراد از واقعیت هم ذهنی است. جدول زیر خلاصه ای از تاثیر ارزشهای ذهنی درمبانی اقتصاد اتریشی را نشان می دهد.
|
ذهن گرایی روش شناسانه در اقتصاد اتریشی
|
|
اصل
|
مفروضات
|
نتایج
|
|
اهمیت ارزشهای ذهنی در اقتصاد
|
ارزشهای ذهنی عامل کنش انسانی هستند
|
ارزش کالاها ارزش ذهنی آنهاست
|
|
ارزش های ذهنی متغیرند
|
ترجیحات افراد در طول زمان تغییر میکند
|
|
ارزشهای ذهنی متفاوت داده اولیه اقتصادند
|
برنامه ریزی متمرکز امکان پذیر نیست
|
فرایند گرایی : دانستیم که کنشهای افراد نه تنها از فردی به فرد دیگر تغییر می کند بلکه کنشهای یک فرد نیز درطول زمان تغییرمی کند . افراد در هر لحظه از زمان براساس آخرین خواسته خودتصمیم میگیرند و ابزارهایی را جهت رسیدن به آن هدف برمی گزینند ودر نهایت برای دستیابی به آن دست به عمل میزنند. نااطمیانی ناشی از کنشهای متفاوت افراد باعث می شود تا همه به خواستهای واقعی خود نرسندوحتی گاهی کنش فرد برای رسیدن به هدف توسط عمل دیگری متوقف گردد. بنابراین نمیتوان از نتیجه واقعی عمل تا قبل از تحقق آن اطمینان داشت. . بعلاوه چون سودوزیان نیز ماهیتی ذهنی داردوغیر قابل اندازه گیری است ، داوری در موردکارایی یا ناکارآمدی کنش، به نظر افراد مرتبط می شود وآنها هستند که پس از انجام عمل ،کارا بودن عمل را تعیین می کنند. طی فرآیندتصمیم گیری برای عمل است که افراد می آموزند بهترین کنشی که میتوانند انجام دهند کدام است. حتی درصورت دستیابی به هدف نهایی نیز ،عملی که در آن لحظه بهترین است الزاما در در تجربه مجدد بهترین نخواهد بود .در واقع کسب دانشهای جدیدفردرا قادر می سازد تا طیف وسیعی از تغییرات را در طرح ها وبرنامه های خود متصور شود. به دلیل همین گستردگی ، ازمنظر اقتصاداتریشی مهمترین مسئله اقتصادی یک جامعه سازگار ساختن کنشهای مختلف است چرا که هر کدام بخشی از شناخت را دراختیار دارند .
بر این اساس میتوان اینگونه استدلال کردکه رجحانهای تثبیت نشده فردی در طول زمان، موجب تجدیدنظر وارزیابی در اهداف ووسایل ودر نهایت تغییرکنش فرد می شود . نتیجه مسلم این تغییرات در بازار تغییر مداوم شرایط تعادلی است.شرایطی که از منظر دیدگاه نئو کلاسیک تعادل را نقطه ای می داند که درآن عرضه وتقاضا با هم برابرند و کارگزاران اقتصادی تصمیمات خودرا براساس رسیدن به قیمت تعادلی ثابتی تنظیم می کنند.
این در حالی است که از دید اقتصاداتریشی حرکت به سوی شرایط تعادلی یک فرآیند یادگیری است که شناخت جدیدایجاد می کند و انتظارات را تغییر می دهد ودر نهایت شرایط تعادلی تغییر میکند. کارآمدی در اقتصاداتریشی درطول فرآیند کنش معنا می یابد و داده ای ازقبل معین و شناخته شده در مرحله نهایی نیست. به عبارت دیگردر این مکتب ،کارایی برآورده شدن خواسته های مهمتر فرد به جای خواسته های کم اهمیت وی است[walker,1998].افراد به دلیل قرار گرفتن در فرآیند مستمر تغییر ترجیحات ذهنی در بستر زمان طیف متفاوتی از خواستها را تجربه می کنند واز آنجا که کارایی در سایه تبادل حالتی با مطلوبیت کمتر با گزینه ای با مطلوبیت بیشتر محقق می شود ، پس نمی توان وضعیتی ثابت را به عنوان نقطه تعادلی کارا در نظر گرفت .
در اینجا این سوال مطرح می شود که در این انبوه تغییرات افراد چگونه نسبت به پیش بینی پس انداز ،سرمایه گذاری ،تولید و سایر تصمیمات خود امیدوارند ؟در پاسخ به این سوال باید اشاره کرد که در اقتصاد اتریشی درک فرآیندکنش وچگونگی شکل گیری دانش ، تسری و به کارگیری آن توسط افراد اهمیت ویژه ای دارد. آنها با تاکیدبر فقدان دانش کامل افرادو نیز وجود شرایط نا اطمیا نی ضرورت وجود نهادها را مطرح می سازند. پول یکی از این نهادهاست. پول یا همان وسیله مبادله بطور خودانگیخته ایجاد میشود تا درجه نااطمینانی را کاهش داده وآنها را نسبت به خرید کالاهای موردنیازی که تولیدشان دراختیارخودشان نیست ،مطمئن سازد . درواقع پول وسیله تسهیل مبادله شد. نکته برجسته ای این مقال خودانگیختگی این نهاد هاست که وجه افتراق دیگری بین اقتصاددانان اتریشی و نئوکلاسیکها است چرا که در اقتصاداتریشی این نهادها به صورت خودجوش پدید می آیند واختراع ذهن بشرند.
بنابر این میتوان نتیجه گرفت که با وجود کنشهای متفاوت انسانی که از ارزشهای متمایز فردی منتج می شود فرض ثابت انگاشتن شرایط بازار برای نیل به یک نقطه تعادلی معین ،غیر واقعی است .لذا اقتصاد اتریشی به جای اهمیت دادن به یک وضعیت تعادلی نهایی و مشخص به فرایند گرایی معتقد است .فرایندی که طی آن افراد با تجدید نظر در اهداف ووسایل خود در هر لحظه از زمان برای به دست آوردن مطلوب ترین انتخاب خود دست به کنش می زنند.
جدول زیر خلاصه ای از نقش توجه به فرآیندها به جای تاکید بر وضعیت نهایی ومعین را نشان میدهد.
|
فرایند در اقتصاد اتریشی
|
|
اصل
|
مفروضات
|
نتایج
|
|
اهمیت توجه به فرآیندها در اقتصاد
|
فرایندها بستر کسب دانش جدیدهستند
|
تجارب فردی قابل تعمیم به شرایط مشابه آتی نیست
|
|
حرکت به سوی تعادل یک فرایند یادگیری است
|
نقطه تعادل یک وضعیت معین نهایی نیست
|
|
لزوم همسوسازی فرایندهای کنش وکسب دانش
|
پدید آمدن نهادهای خودجوش
|
در انتها لازم به یادآوری است که آنچه تحت عنوان مبانی اقتصاد اتریشی به ان اشاره شد تنهابه نقاط اشتراک نظریه پردازان اقتصاد اتریشی اختصاص دارد وهرکدام از این مباحث خود به تنهایی حدیث مفصلی است از این مجمل .
منابع :
1-Alchian,A.A.1950.”Uncertainly,evolution and economic theory.” Journal Of Political Economy58(3):211-221
2-Craver,Earlenr.1989. “ The Austrian economist”. History Of Political Economy22(1):21-42
3- Samuels,
Warren J.1992. “ Austrian and economics”.Researches in History Of Economic thought and methodology (12):21-54
4-walker,A1998.” Austrian economic.”
5-Yeager,Leland.1987.”whay subjectivism?”Review of Austrian economics1:5-31
lمهران در : پنجشنبه 19 ارديبهشت 1387
اقتصاد اتريشي بسيار جالب است و نگارنده توانسته به خوبي انرا اريه کند ولي لازم است نسبت به کنشهاي فردي که مبناي اين نظريه است کمي ترديد کنيم .
سامان در : يکشنبه 15 ارديبهشت 1387
مقاله خيلي خوبي است. دست تان درد نکند.
مهران دبيرسپهري در : يکشنبه 15 ارديبهشت 1387
در پاسخ به يعقوب عزيز:شما حتي با استفاده از پيشرفته ترين کامپيوترها و مدلهاي اقتصادي تنها مي توانيد احتمال يک وضعيت اقتصادي را پيش بيني کنيد آن هم نه به صورت کوانتايي در صورتي که شما در علوم تجربي به پيش بيني هاي قطعي مي رسيد مثلا گروه خوني را مي توانيد در آزمايشگاه تعييي کنيد يا اگر ژنوتيپ والدين را داشته باشيد آن را با احتمال دقيق پيش بيني کنيد. گروه خوني يک انسان از نظر فنوتيپ براي مثال يا O است يا A . و چيزي بين آن قابل تصور نيست. در صورتي که در مورد علوم انساني اينگونه نيست و مثلا شما چگونه مي توانيد زرنگي يا تنبلي يک انسان را به طور دقيق با عدد و رقم نشان دهيد و رقمهايي هم که براي آن انتخاب کنيد در واقع تقريبهايي هستند که تازه در بعد زمان ارزش خود را از دست مي دهند.
محمد قادری در : يکشنبه 15 ارديبهشت 1387
با تشکر از نگارنده محترم جهت ارئه این مقاله پر بار اما یک نکته ی بسیار عجیبی که ایشان قید کردند اینست که (( چون ارزشها زاییده ذهن منحصر به فرد افراد است پس هیچ ارزشی بر دیگری برتری ندارد . لذا از دیدگاه اقتصاداتریشی این ارزشها قابل داوری نیستند)) مثلا ارزش ذهنی به قتل نسبت به ارزش ذهنی به بخشش در نظر اتریشیها قابل داوری نیست؟؟!!؟ این نکته مکتب اتریش را یک نسبی گرای مفرط معرفی میکند در صورتی که اصلا اینطور نیست و کاملا خلاف واقع است این مکتب کاملا معتقد به داوری در ارزشها هستند(میزس..هایک..رتبارد..)و با هر گونه نسبی گرایی مخالفند.اگر مراد از ارزش مطلوبیت یا ترجیهات باشد باز گفته نادرست است چون این دو مورد قابل اندازه گیری نیستند اما مورد داوری قرارمی گیرند. عدم دقت در این موارد می تواند بنیان این مکتب را وارونه جلوه دهد
شاپور بهیان در : شنبه 14 ارديبهشت 1387
طبعا به عنوان کسی که در علم اقتصاد دو واحد بیشتر نگذرانده است و به عنوان کسی که اطلاعاتش از سازوکار بازار صفر است و عالم اقتصاد برای او کم از سرزمین پریان نیست، [واین بی اطلاعی فضیلت که نیست هیچ عین فضاحت است]اظهار نظرش را در باره موضوعی تخصصی مثل اقتصاد اتریشی، جز گستاخی نمی توان به چیز دیگری تعبیر کرد. اما جسارت می کنم به احترام قلم بانو رهایی و به پاس تهعد غبطه انگیز ایشان به هر موضوعی که برای کار بر می گزیند یکی دو نکته را ذکر می کنم تا ایشان اگر صلاح دانستند به ایضاح اش بپردازند. به نظر می رسد که هدف سوای معرفی اقصتاد اتریشی ، نقد برنامه ریزی های متمرکز(بویژه در کشورهای سوسیالیستی و احتمالا کشورهایی است که در این مورد از کشورهای سوسیالیسیتی یا ایده های اقتصادی سوسیالیستی پیروی می کنند ) . آیا ناکارامدی برنامه ریزی های متمرکز را می توان با نظریه فردگرایانه کنش انسانی تبیین کرد؟ آیا یک امر اجتماعی را می توان بر حسب یک کنش فردگرایانه روان شناختی تببین کرد؟ در مقابل ذکر مواردی که از برنامه ریزی های موفقت آمیز مبتنی بر ایده کنش فردی می تواند به مستدل کردن ادعاهای مقاله کمک کند. در مقاله چند فرض اثبات نشده وجود دارد. این مفروضات مسلما مبنای نظریه های اقتصاد اتریشی را ساخته است و همین طور نظریه انتخاب عقلانی را . این مفروضات عبارت اند از اینکه کنش انسانی عقلانی است. انسان در پی بهترین بدیل است. کنش های انسانی به دیلیل تنوع و گوناگونی بسیار به سختی همسو و هم جهت می شوند. و از این قبیل. این مفروضات را نباید بدیهی دانست و لازم است برای اثبات آنها ادله لازم آورده شود.. برای کسی که کمابیش با جامعه شناسی سروکار دارد، مرافعه میان کنش و ساختار دعوایی آشناست. این که آیا چیزی به نام جا معه سوای افراد وجود دارد یا نه. آیا امری که نویسنده از آن به عنوان نهاد اسم برده است به صرف اینکه از ذهن انسان ها جوشیده است نمی تواند در برابر آنها وجودی مستقل ازخود داشته باشد؟ یا سایر نهادها؟ در نهایت آیا چیزی به اسم جامعه سوای سوداها و خواست های کنشگران فردی وحود ندارد؟
یعقوب در : پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387
آیا پیش بینی رشد اقتصادی و متعاقب آن سود و سرمایه قریب به یقین حتی به کمک چیپچیده ترین فرمولهای احتمالات ریاضی مقدور است انسان با یک مغز مینی بیو کامپیوتر با قدمت تکاملی میلیون ساله و با تنوعی بینهایت گونه و با بینهایت نوع ژن نهفته بعنوان متنوعترین کامپیوتر بیو در مارکها و مدلهای متنوع وبا برنامه های متنوع هدایت کننده بعنوان پیچیده ترین زیربنای تصمیم گیری رشد اقتصادی بر روی کره خاکی می باشد و با توجه به اینکه آینده ای وجود ندارد و ما انسانها با برآیند مجموعه فکریمان آینده را می سازیم وبا توجه به تنوع نگرش های اقتصادی و با توجه به تکامل میکرو ثانیه ای علم صنعت وجابجائی کالا و با توجه به عوارض طبیعی حتی به کمک پیشرفته ترین برنامه های ریاضی مثل ماتلاب پیش بینی اقتصاد طولانی مدت مقدور نمی باشد
زاهدی در : پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387
از مطالعه این مقاله لذت بردم زیرا علاوه بر بیان تاریخچه و مبانی فکری اقتصاد اتریشی وجوه اشتراک و افتراق آن با اقتصاد نئو کلاسیکی مشخص گردیده است
شریفی در : چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387
مقاله شیوه خوبی برای توضیح اقتصاد اتریشی دارد اما اشاره ای به سیاستگذاری های اقتصادی این مکتب نداشتید .آیا علت خاصی ندارد?
رستاک-زهرا رهایی