به تعداد رأی هایی که به شما داده شده در قبال مردم و خدا مسئولید : آگاه سازی
   
 آخرین اخبار
مقام قاضی القضات رساندن حق به حق‌دار است نه حفظ حاکمیت

بی‌تفاوتی نسبت به شکایت هفت نفر از سردار مشفق، معنایی جز خودکامگی ندارد

تو دولت موسوی را تضعیف نمی کنی؛نظام و اسلام را تضعیف می کنی!

جنتی متقلب است و ریشه تقلب انتخاباتی به او و حامیانش بر می گردد

ملت ایران ملتی غیور است که از تهدید خوشش نمی آید

به تعداد رأی هایی که به شما داده شده در قبال مردم و خدا مسئولید

تقابل با بخش خصوصی

اقتصاد اتریشی چیست

چرخشی حیرت‌آور در سیاست دولت بوش در برابر ایران

بی‌تفاوتی در دین و سیره بزرگان ما به شدت رد می‌شود

تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران ؛ چراغ سبز یا ژست دیپلماتیک

نقش تلويزيون صداي آمريکا در تحريف تاريخ انقلاب اسلامي ايران

خاتمی محصول فرهنگ اصیل استان یزد است

تفکر سیستمی ‌و پرهیز از جزئی نگری

باید منتظر آینده بود

چرا گفت و گو های ژنو شکست خورده اعلام نشد؟

کودتای کاندولیزا

ارزیابی‌های متفاوت از مذاکرات هسته‌ای در ژنو

هر طرح اقتصادی باید در چارچوب سیاست‌های مصوب قبلی باشد

حزب مؤتلفه اسلامي به دنبال قدرت و سهم خواهي نيست

 
کد خبر : 181 تاریخ انتشار : 2:4 - 27 تیر 1387

مشروح سخنان امام خمینی در جمعه به تاریخ 11 مرداد 1360 روز عید سعید فطر در مراسم تنفيذ حکم رياست جمهورى شهید محمد علی رجايى با موضوعیت "نصيحت به مسئولان و رئيس جمهور و تبيين رسالت خطير رئيس جمهور در قبال آراى ملت" در حسینیه جماران.

حضار: آقایان خامنه‏اى، سيد على (امام جمعه تهران، نماينده امام در شورايعالى دفاع و نماينده مردم تهران در مجلس) ، هاشمى رفسنجانى، اکبر (رئيس مجلس)، موسوى اردبيلى، سيد عبدالکريم (رئيس ديوانعالى کشور)، فلّاحى، ولى اللَّه (جانشين رئيس ستاد ارتش)، فکورى، جواد (وزير دفاع و فرمانده نيروى هوايى)، افضلى، بهرام (فرمانده نيروى دريايى)، ظهيرنژاد، قاسمعلى (فرمانده نيروى زمينى ارتش)، فروزان (فرمانده ژاندارمرى)، رئيس شهربانى، اعضاى شوراى نگهبان، نمايندگان مجلس شوراى اسلامى.

بسم اللَّه الرحمن الرحيم.

اين روز مبارک عيد سعيد فطر را بر همه ملت ايران و همه مستضعفان جهان و مسلمين کشورهاى اسلامى و خصوص حضار اين مجلس تبريک عرض مى‏کنم ..

من آنچه که لازم است به‏طور نصيحت به آقاى رئيس جمهور و به همه دست اندرکاران جمهورى اسلامى از لشکرى و کشورى عرض کنم اين است که آنچه که به سر انسان مى‏آيد از خير و شر، از خود آدم است. آنچه که انسان را به مراتب عالى انسانيت مى‏رساند، کوشش خود انسان است و آنچه که انسان را به تباهى در دنيا و آخرت مى‏کشد، خود انسان و اعمال خود انسان است ..

اين انسان است که خداى تبارک و تعالى به طورى خلق فرموده است که راه راست و کج را مى‏تواند انتخاب کند. و تمام انبيا از صدر عالم تا آخر براى اين آمده‏اند که اين آدم را از آن راه کج و راههاى باطل هدايت کنند به صراط مستقيم انسانيت؛ يک سرش اينجاست و سر ديگرش عنداللَّه است. ما خودمان را اگر توانستيم اصلاح کنيم، کنترل کنيم‏ و تربيت کنيم خودمان را، مراقبت کنيم از خودمان، در همه امور موفق خواهيم شد.

و چنانچه- خداى نخواسته- در آن مقاصد اسلامى يا انسانى که داريم، موفق نشويم، مع ذلک، آن توفيق الهى که براى اشخاص صحيح و متعهد هست، براى ما هم هست. ما نبايد نگران اين باشيم که آيا در کارهايى که انجام مى‏دهيم، چه کارهاى شخصى و در بين خودمان و خداى خودمان و چه در کارهاى اجتماعى که به عهده کسانى هست، نبايد نگران باشيم که مبادا شکست بخوريم، بايد نگران باشيم که مبادا به تکليف عمل نکنيم؛ نگرانى از خود ماست ..

اگر ما به تکاليفى که خداى تبارک و تعالى براى ما تعيين فرموده است عمل بکنيم، باکى از اين نداريم که شکست بخوريم، چه از شرق و چه از غرب و چه از داخل چه از خارج و اگر به تکاليف خودمان عمل نکنيم، شکست خورده هستيم؛ خودمان، خودمان را شکست داديم ..

تأثيرناپذيرى از مقام و رياستها.
امروز بايد همان طورى که در سابق به رئيس جمهور سابق (آقاى ابوالحسن بنى صدر) بعضى مطالب را تذکر دادم، به آقاى رجائى هم تذکراتى بدهم که قضيه مقام و رياست هرچه باشد، اين وقتى که نظر انسان يک نظر محدود دنيايى باشد، اين مقامات، انسان را از خودش بيخود مى‏کند، اينها را مقام مى‏داند ..

شما حساب کنيد که اين سياره‏اى که ما در آن زندگى مى‏کنيم به اسم زمين، در مقابل منظومه شمسى چه قدر است و اين منظومه شمسى که ما يکى از سيارات کوچکش را در آن زندگى مى‏کنيم، در مقابل کهکشان چه قدر است و اين کهکشانهايى که تا کنون کشف شده است که گفته مى‏شود که تا آن قدرى که از ستاره‏هاى نورانى کشف شده است به مقدار شش ميليارد سال نورى است؛ يعنى، اگر نور آن ستاره‏اى که در آخر است بخواهد بيايد به پيش ما، شش ميليارد سال نورى طول مى‏کشد و آن چيزى که ماوراى‏ اينهاست و باز کشف نشده است، حتماً بدانيد که بيش از اين معانى است، اينها هم در مقابل عظمت خالق ناچيزند، ما بايد چقدر ضعيف باشيم که در اين ذره‏اى که خودش و آن منظومه‏اى که اين يکى از ستاره‏هاى کوچکش است، اصلًا به حساب نمى‏آيد و اگر گم بشود نمى‏تواند پيدايش بکنند در اين غائله بزرگ عالم. ما چه قدر از اين سياره در اختيارمان هست؟ يک ايران، ايران يک قطعه کوچکى است در مقابل اين سياره، و حکومت ايران هم يک حکومت ناچيز کوچکى است در اين سياره و سياره ما هم يک چيز کوچکى است در مقابل منظومه شمسى و منظومه شمسى ما هم يک چيز بسيار کوچکى است در مقابل منظومه‏هاى ديگر و همه آنها از خداست و خالق او خداست. ما اگر بندگى خدا را بپذيريم و قلب ما منور بشود به نور بندگى خدا و عبوديت، اين امر ناچيزى که به حساب در عالم نمى‏آيد، در ما تأثير نبايد بکند.

شما (شهيد محمد على رجايى) ديروز نخست وزير بوديد و پريروز وزير بوديد و قبل از او معلم بوديد و قبل از او هم يک شاگردى بوديد و بعد از اين هم معلوم نيست کى از اينجا برويد. ممکن است- خداى نخواسته- همين حالا که بيرون رفتيد و يا همين حالا يک بمبى اينجا باز منفجر بشود و فاتحه همه را بخواند وقتى مطلب اين است چرا بايد انسان قبل از رياست جمهور و بعدش فرق بکند؟ مگر رياست جمهور چه هست؟ کسى که دلش به نور توحيد روشن است مگر عالم چه هست؟ همه عالم چه هست؟ همه عالم در مقابل عظمت خداى تبارک و تعالى چيزى نيست. تمام اين عالم مادى در مقابل عالمهاى معنوى که هست قدر محسوسى ندارد. آن وقت ما براى يک کدخداى ده يا يک کدخداى شهر، يا کدخداى يک کشور خيال بکنيم که خير، ما الآن يک چيزى هستيم و ديگران به نظرمان کوچک بيايند و خودمان را بزرگ. اگر شما ملاحظه کرديد در نفس خودتان که غير از خدا از او کسى اطلاع ندارد و خودتان هم تا يک حدودى اطلاع داريد، اگر ديديد که اين مقامى که خداى تبارک و تعالى، مردم را دلشان را متوجه کرده است به شما و به شما رأى داده‏اند، اين مقام شما را محکوم خودش مى‏کند و شما مرکوب او و او راکب شما هست، برويد خودتان را تصفيه کنيد و بدانيد اين را که با دست خودتان- خداى نخواسته- خودتان را در دنيا و آخرت تباه نکنيد ..

مسئوليت رئيس جمهور در مقابل آراى ملت.
خداى تبارک و تعالى حاضر است، همه اين عالم در محضر حق تعالى است و تمام خطرات قلبى ما و تمام لحظات عمر ما و تمام آنچه که در باطن ما مى‏گذرد در مغز ما مى‏گذرد در محضر حق تعالى است و ما بايد برگرديم به محضر حق تعالى و آنجا در آن محضر ديگر حساب پس بدهيم. هرچه آرا زيادتر باشد مسئوليت زيادتر است. اگر آراى شما پنج ميليون بود مسئوليتتان کمتر بود. حالا که سيزده ميليون بيشتر است، مسئوليت شما حجمش زيادتر است؛ براى اينکه شما جواب يکى يکى از اين افرادى که به شما رأى دادند و شما را به عنوان رئيس جمهور اسلام، رئيس جمهورى کشور اسلامى تعيين کردند هر يک از اينها فردا مى‏آيند شما را مى‏گيرند، جواب از شما مى‏خواهند. من شما را تعيين کردم رئيس جمهورى اسلامى باشيد و اسلام را در اين کشور تأييد کنيد و پياده کنيد و- خداى نخواسته- شما نکرديد، اقلًا سيزده ميليون و هزار و چند صد نفر مى‏آيند سراغ شما، ببينيد که مى‏توانيد جواب اين را پيش خدا بدهيد؟ اين جمعيتى که آنجا در حساب جمع شدند و از شما بازخواست مى‏کنند، اگر مى‏توانيد، جواب بدهيد و نمى‏توانيد و ما هيچ نمى‏توانيم. بايد بنابراين بگذاريد که ديروز شما و امروزتان با هم فرقى نداشته باشد، هر دو براى خدمت به اين مردم، اينهايى که زحمت کشيدند و جان دادند، مال دادند، رنج کشيدند و شما آقايان را به اين مقام رساندند. يک وقت نخست وزير بوديد حالا هم رئيس جمهوريد، جواب مى‏خواهند اينها ..

اگر شما پايتان را کج بگذاريد، همين سيزده ميليونى که به شما امروز رأى دادند فردا «مرده باد» مى‏گويند. انقلاب اين‏طور است، وضع انقلاب اين‏طور است؛ طورى است که مردم ديگر سربسته و در بسته تسليم کسى نمى‏شوند، مردم هر يکيشان نظر دارند. شما مى‏بينيد که وقتى که در تلويزيون نظرخواهى مى‏کنند از افراد، از زن، از مرد، از جوان، از پير، همه نظر مى‏دهند، اين‏طور نيست که بى‏تفاوت باشند. اگر هر يک ما تخطى کنيم از آن خواستى که ملت دارد و آن خواستش اسلام است و احکام اسلام، اگر هر يک از ما تخطى کنيم علاوه بر آنکه در محضر خداى تبارک و تعالى در آن روزى که همه وارد مى‏شوند و حساب است در کار، جوابى نداريم، همين مردم هم در همين جا به حساب مى‏رسند. اينها نمى‏گذارند که- آنجا حسابش على حده [است‏]- همين مردم در همين جا، شمايى که الآن به مقام رياست جمهور رسيديد اگر فردا- خداى نخواسته- تخطى کنيد از آن راهى که راه ملت است و راهى که اسلام پيش پاى همه ما گذاشته است، همين سيزده ميليون و زيادتر که به شما رأى دادند و اعتماد به شما کردند بر مى‏گردند. آنجا هم حسابش، بدتر است. اينجا وقتى برمى‏گشتند خوب، شما مى‏رويد منزلتان مى‏نشينيد، اما آنجا کار مشکل است، بايد شما حساب آنجا را بکنيد. چنانچه ما نفوسمان اين قدر به دنيا متوجه است و منکوس هستيم و استقامت نداريم، اگر ما اين‏طور باشيم و خودمان را دنبال اصلاحش نباشيم، اين اخلاد الى الارض و توجه به ارض و رو کردن به مرتبه پايين و پشت کردن به معانى و معنويات اثرش اين است که انسان در آن عالم، يک حيوان اين‏طور منکوس. همان طورى که اينجاکرده است نقشه‏اش آنجاست، تمام چيزهايى که در اينجا واقع مى‏شود يک صورتى در آنجا دارد. انسان مستقيم القامه اگر تمام يک توجهش به طبيعت شد، اين استقامت قامتش را در آن طرف از دست مى‏دهد، مثل يک حيواناتى که سرشان رو به زمين است و تمام عذابهايى که در آن عالم است از خود ماست ..

خداوند تبارک و تعالى مهيا نکرده يک چيزى را که ماوراى خود ما به ما بدهند، همه اينها آنى است که ما خودمان به دست خودمان تهيه مى‏کنيم و به آن مى‏رسيم، اعمال ماست رد به ما مى‏شود. شايد چندين آيه در قرآن کريم به اين معنا اشاره بفرمايد که اينها اعمال خودتان است، از خارج به شما هيچ چى نرسيده است ..

در روايات معراج هم هست که پيغمبر اکرم ديدند بعضى از ملائکه‏اى که در آنجا هستند دارند يک کارهايى را انجام مى‏دهند. درختهايى را مى‏کارند، چه مى‏کنند، گاهى‏ هم مى‏ايستند. اين را پرسيدند، جبرئيل عرض کرد- به حسب آن‏طور که نقل شده است- که اينها اعمالى است که مصالحش را خودشان دارند مى‏فرستند، اينها اينجا درست مى‏کنند، وقتى آنها مشغول کار خير هستند اينها هم مشغول هستند، مصالح مى‏رسد. (بحارالانوار، ج 8، ص 123، ح 19) وقتى آنها نه، در جهنم هم همين است و اگر جهنم و بهشت را هم- خداى نخواسته- ما قائل نباشيم، اين دنيا مجازات ما را مى‏دهد، همين جا ..

معذور نبودن مسئولان در خدمت به مردم.
بايد شما توجه کنيد که مسئوليت شما از باب اينکه آرائتان خيلى زياد است، مسئوليتتان خيلى زياد است. همچو نيست که آن آقايان ديگر نداشته باشند، آنها هم مسئوليت دارند، همه ما در مقابل اسلام مسئوليم. اين اسلامى که با خون اوليا و بزرگان به دست ما سپرده شده است و الآن ما مسئول او هستيم، اين اسلام را ما بايد به نسل آتيه برسانيم. يک روزى بود که ما بعضيمان عذر داشتيم يا همه‏مان که نمى‏گذارند که ما عمل کنيم به اسلام، در رژيم سابق، خوب، خيليها مى‏گفتند که از ما نمى‏آيد، اگر مى‏آمد، مى‏کرديم. امروز اين‏طور نيست، امروز دست همه باز است، مجلس دستش باز است و هيچ کس آقا بالا سر او نيست. دولت هم دستش باز است و مجلس هم تأييدش مى‏کند.

رئيس جمهور هم دستش باز است و ملت تأييدش کرده‏اند. هيچ عذرى براى ما نيست امروز. چنانچه يک خرابى در مملکت واقع بشود و دنبال اصلاحش نرويم، عذرى نداريم. همه ما، چه آنهايى که لشکرى هستند و اينجا هستند و نيستند و چه آنهايى که در کشور خدمت مى‏کنند و چه مردم ديگر، همه ما مسئول هستيم؛کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُکُّم مَسْئول‏.

وقتى همه ما مسئول هستيم و همه ما در مقابل خدا جواب بايد بدهيم، بايد فکر اين کشور باشيم، فکر اين اسلام که در کشور ما تشريف آورده‏اند و قدمشان روى چشم، باشيم، نرويم سراغ اينکه حالا که من شدم رئيس جمهور بايد چه بشود و چه بشود و من هم بايد مقامم چه باشد، خير، اين از ضعف نفس انسان است، از تنگى چشم و قلب انسان است که‏ خيال مى‏کند اين يک چيزى است. اين يک چيز اعتبارى است که امروز دادند فردا هم تمام است، مى‏گيرندش مى‏رود سراغ کارش. شما براى اين ملتى که در اين چند سال آن قدر در طول تاريخ زحمت ديده، در مرئى‏ و منظر ما اين همه جديت کرده و جوان داده و مال داده و جان داده است تا اينکه آن رژيم را کنار گذاشته است و شما را روى کار آورده است، شما براى اين ملت بايد کار بکنيد.

اين مملکتى که به دست شما افتاده است، بايد ارتش براى اين کشور کار بکند، سپاه پاسداران، ژاندارمرى، همه قواى مسلح بايد براى اين مملکت خدمت بکنند، اين امانتى است دست شما. مسئله، مسئله اينجا نيست تنها، اينجا هم اگر- خداى نخواسته- ارتش يک سستى بکند و- خداى نخواسته- يک غلبه‏اى واقع بشود از غير- که نخواهد شد- آن هم در همين دنيا ننگش بر پيشانى همه است. و مسئله، مسئله اينجا نيست. مسئله جاى ديگرى است که ما از آن غافل هستيم.

تمام اعمال شما، تمام جديتهاى شما ثبت است و همه عالم اين چيزها را ثبت مى‏کند در خودش و ما بايد جواب بدهيم؛ ارتشى بايد جواب بدهد- اگر خداى نخواسته- کوتاهى بکند، و آنهايى هم که متکفل امور کشور هستند، آنها هم بايد جواب بدهند. شما بايد براى اين پا برهنه‏ها و مستضعفين که در طول تاريخ به استضعاف کشيده شده بودند و اينها را حساب نمى‏آوردند و فقط آن طبقه بالا را راضى نگاه داشتند و به اصطلاح کدخدا را مى‏ديدند و ده را مى‏چاپيدند، شما بايد توجهتان به اين توده‏هاى مستضعفى که با زحمت خودشان و رنج خودشان الآن در جبهه‏ها مشغول فداکارى هستند که خداوند تأييدشان کند و در پشت جبهه هم مشغول فداکارى هستند و مستضعف‏اند، آن بالاها اينها را ضعيف مى‏شمارند و مى‏شمردند و اينها به حساب نمى‏آمدند و در رژيم سابق براى اينها کارى نشده بود، براى اينها کار کنيد ..

قانع نشويد به اينکه بعضى جاها کار شده است، مى‏دانم شده است، خيلى هم شده است، اما نبايد قانع شد، بايد همه دست به دست هم بدهيد که ان شاء اللَّه، براى اينها يک زندگى مرفهى، يک وضع صحيحى پيش بيايد، درست بشود. اينها حق دارند به ما و به شما، خيلى حق دارند. سيزده ميليون رأى به شما داده‏اند، اينها حق دارند به شما، باقى هم‏ حق دارند به شما و همين‏طور وقتى دولتى پيش مى‏آيد، آن هم دولتى است که مردم به آن حق دارند. اگر نبودند اين مردم، شما هم شايد حالا در حبس بوديد و آن زجرها را مى‏کشيديد و ديگران هم که متعهد بودند، آنها هم در حبس بودند يا در جاهاى ديگر.

اين ملت حق دارد، دست شما را گرفته آورده اين بالا نشانده، شما بايد خدمت کنيد به اين مردم؛ شما، ما، همه بايد خدمتگزار اينها باشيم. و شرافت همه ما به اين است که خدمت به خلق خدا بکنيم. اينها بندگان خدا هستند، خداى تبارک و تعالى، علاقه دارد به اين بندگان و ما مسئوليم، بايد خدمت بکنيم و من اميدوارم که شما به حسب آن روحيه‏اى که داريد، آقاى رجايى به حسب آن روحيه‏اى که دارند، اين مقام ايشان را بازى ندهد شما سوار مقام بشو، مقام سوار شما نشود، اين دو تا مثل راکب و مرکوبند ..

اگر انسان روحيه‏اش طورى باشد که سوار بشود بر هر مقامى که براى او پيش مى‏آيد و مهار کند او را، اين به سعادت نزديک مى‏شود و اگر روحيه ضعيف باشد و وقتى که به يک مقامى رسيد او سوار آدم بشود، او هر جا دلش بخواهد انسان را مى‏برد تا به هلاکت مى‏رساند. من از خداى تبارک و تعالى استدعا مى‏کنم که شما را موفق کند به اينکه خدمت بکنيد به اين خلق و همه کسانى که دست اندرکار هستند، در هر جا، در مجلس هستند، در قوه قضائيه هستند، دولت هست، هرکس هست و همين‏طور قواى مسلح، اينها همه ان شاء اللَّه، موفق بشوند. و مايى که امروز در هجوم همه جانبه داخل و خارج هستيم و بحمداللَّه داخلش ديگر داخل آدم نيست، بله ما بايد دست به هم بدهيم و اين مملکت را نجات بدهيم. و اين اشخاصى که حالا هم باز يک فسادهاى دزدکى مى‏کنند، مثل دزدها که مى‏روند و يک چيزى برمى‏دارند و فرار مى‏کنند، اين‏جورى نباشد ..

ان شاء اللَّه، اميدوارم موفق بشويد خدمت بکنيم به اين جامعه. و من واقعاً متأسفم از اينکه اين مسائل پيش آمد و من در مدتهاى طولانى زحمت کشيدم که اين کارها پيش نيايد و نشود اين‏طور، لکن شد و «الْخَيرُ فى ما وَقَعَ» (خير و نيکى در آن چيزى است که پيش مى‏آید.). خداوند ان شاء اللَّه، همه شما را حفظ کند، مؤيد کند، موفق باشيد همه ..

نصيحت به کارشکنان و خلافکاران.
و من سفارش مى‏کنم به همه اشخاصى که در کنار رفتند و دارند کارهاى خلاف مى‏کنند، ما علاقه داريم که شما بياييد خدمت کنيد به مملکت خودتان. ما ميل داريم که همه خدمتگزار به اين کشور باشند، کشورى که از اطراف به آن هجوم آورده‏اند و دهانهاى ابرقدرتها باز است براى بلعيدن او. شمايى که مى‏گوييد ما علاقه داريم به اين مملکت و علاقه داريم به اين کشور، خوب دست به دست هم بدهيد، با هم بسازيد اين کشور را. چرا با هم جنگ و دعوا مى‏کنيد؟ خوب، کشتن يک دسته مردمى که دارند خدمت مى‏کنند به اين مملکت، خدمت مى‏کنند به اين کشور، اين طريقى است که خدمت به خلق است؟ اين آقاى محترم که حالا با زحمت تشريف آوردند و من خيلى خوشحال شدم از اينکه آقاى خامنه‏اى- سلمه اللَّه- آمدند و حاضرند، ايشان آخر چه کرده بود؟ خوب بگوييد آخر، يک کارى، يک کار خلافى، چه کرده بود ايشان که مى‏خواستيد ايشان را بکُشيد و موفق نشديد بحمداللَّه. ديگرانى که شما کشتيد و از بين برديد، اينها چه کرده بودند، جز يک هو و جنجالى شما مى‏کرديد که چه و چه و چه، انحصار طلب، و انحصار طلب. و مسئله اين طورها نبوده، ما هم ريشه هايش را مى‏دانيم، لکن از خداى تبارک و تعالى مى‏خواهيم که همه را خدا هدايت کند و همه برگردند به دامن اسلام و همه خدمتگزار باشند. و من ميل ندارم اينهايى که از ايران رفتند، بيشتر از اين خودشان را مفتضح کنند. آنها هم نروند با آن انگلهايى که رفتند و فرار کردند بروند با هم بنشينند و صحبت کنند، آنها هم بفهمند که وظيفه اين است که به اين کشور خدمت بکنند، وظيفه اين است که اين مملکت را حفظ بکنند ..

شايد بعد از ده- بيست سال ديگر شما برگشتيد به ايران، يک راهى داشته باشيد، همچو جدا نشويد از ملت و برويد سراغ کارتان، حالا برويد با بختيار و نمى‏دانم چه. گرچه بختيار گفته من نمى‏پذيرم، اما لازم نيست شما برويد ..

شما همه‏تان خدمتگزار باشيد و برگرديد به اين مملکت، مملکت شما را قبول مى‏کند.

من از خداى تبارک و تعالى خواهانم که همه ما را به راه راست و به صراط مستقيم هدايت بفرمايد، و اين جمهورى اسلامى را به ثمر برساند و ما را خدمتگزار اين کشور قرار بدهد ..

و همه‏مان نسبت به هم محبت داشته باشيم و در محيط دوستى، خدمت به اين مملکت بکنيم. دشمنى براى چه؟ چرا دشمن باشيم با هم؟ با هم دوست باشيم در ساختن کشور ..

- والسلام عليکم و رحمة اللَّه و برکاته.

* صحیفه امام؛ جلد 15 ؛ صفحه 69 تا 79
انتخاب
پیوند مطلب: http://www.agahsazi.com/article.asp?id=181&cat=4
ارسال به : Technorati TwitThisFacebookFriendfeedStumbleuponMyspaceGoogle DeliciousbuzzthisYahoo Messenger

نظرات:


ارسال نظر
نام
ایمیل
سایت/وبلاگ
* نظر
کد امنیتی  
 

   

صفحه اصلی :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: پیوندها :: تماس با ما :: تبلیغات :: درباره ما  
تمام حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است
Copyright©2008, All Rights Reserved